عشق هنر موزه های هنر اروپایی و مخاطبینش

 Amour de l art
Les musées européennes et leur public
Pierre bourdieu
Alain darbel
Les Editions de minuit 1969

دسترسی به گنجینه های هنر برای همه آزاد است و برای بسیاری ممنوع. ظاهرا آزاد است چرا که همه می توانند از موزه ها به عنوان محل نگهداری میراث هنری بازدید کنند و عملا ممنوع است از آنرو که بسیاری از مردم نه توان، نه وقت و نه سرمایه ی فرهنگی لازم را برای استفاده از این امکان دارند. چه چیزی مخاطبین هنر را از دیگران جدا می سازد؟ این سوال آغازین کتاب پییر بوردیو تحت عنوان "عشق هنر" (1966)است. اولین اثر پیشگام در حوزه جامعه شناسی موزه ها که، به سفارش موزه های اروپا، کوشید با تحقیق در خصوص بازدیدکنندگان موزه ها، مخاطبین هنر را بشناسد و عشق هنر را در میانشان ریشه یابی کند. این تحقیق در سه بخش انجام شد، مطالعه "شرایط اجتماعی رفتار فرهنگی"،( بخش نخست کتاب)، سنجش رابطه میان " آثار فرهنگی و قابلیت های پرورش یافته"، ( بخش دوم کتاب) و شرایط دریافت اثر فرهنگی با بررسی " قوانین توزیع فرهنگ"، ( بخش سوم کتاب).

***
طرح مساله:
نهادینه شدن موزه ها، به عنوان محل نگهداری و حافظت آثار هنری، یکی از سیاستهای دمکراتیزه کردن فرهنگ در دوره ی جدید بود. درتاریخ هنر، موزه ها همواره مکانی بسته و منعکس کننده قدرت و سلیقه قدرت بوده اند چرا که میراث هنری، معرف و نماد نخبگان اجتماعی بود. انقلاب فرانسه، انقلابی که نخبگان را که از روحانیت و اشراف تشکیل شده بودند، آماج حملات خود قرار داده بود، طبیعتا سمبلهای آنان را نیز نشانه گرفت. بناهای تاریخی، اشیا قدیمی، آثار هنری... چنان مورد تخریب انقلابیون قرار گرفتند که در واکنش به آن، موزه به عنوان محلی برای حفظ و نگه داری این آثار و عمومی کردنشان بوجود آمد. موزه ها در نتیجه نه تنها محل نگه داری و حفظ میراث فرهنگی بودند بلکه همچنین به عنوان نمادی از اراده ی مردمی قلمداد می شدند که از این ﭘس مجموعه های نفیس و گنجینه های هنری اشرافیت و روحانیت را نیز تملک کرده بودند.
نهادینه کردن موزه ها در نتیجه ی سیاست دمکراتیزاسیون عرصه فرهنگ و هنر بود. موفقیت این دمکراتیزاسیون اما تنها زمانی تضمین می شد که بازدیدکنندگان موزه از همه اقشار و طبقات اجتماعی تشکیل شده باشند. تدریجا از قرن 19-که به قرن موزه ها شهرت یافته است- موزه ها علاوه بر حفظ میراث فرهنگی، بعدی اجتماعی هم می یابند و به فواید اجتماعی، جاذبه های تفریحی و نقش آموزشی و پرورشی شان نیز تکیه می شود. از این دوره است که بازدیدکنندگان موزه، موضوع مطالعه و توجه محققین قرار گرفتند. بازدیدکنندگان موزه ها چه کسانی هستند؟ چرا به موزه می آیند؟ آیا سیاست دمکراتیزاسیون موفق بوده است و بازدیدکنندگان موزه از همه قشر و طبقه ای هستند و یا موزه ها هنوز نهادی نخبه گرایند؟

ادامه نوشته

بۆ ئاگاداری

 كانی  بمانای جێگای هه ڵقوڵينی ئاو له زه ويندايه و ناوی ئافره ته و

       هه روه ها له به ر نێوی زوربه ی له مه ڵَبه ند‌ه كانی كوردستاندا هاتووه! وه

      كوو كانی شفا، كانی سوور، كانی كووزه له و هتد......

         

      هاواری خه ون و زام وکانی

      نووسه ر دکتۆر فاروق صفی زاده

      شاعیر، بێ گمان گه رووی حه په ساوی گه له که جار وبار له پڕ به بورکانه وه هه

      ڵده قووڵێ  و دێته سه ما وخۆی ده وینێ . هه موو شاعیرێک ده نگی ره سه نی گه

      لی خۆیه تی و بۆگه ل ده نووسی و ژیان و مردنیشی بۆ گه له . شاعیر هاواری  گه

      لیشه وهاواری له گه له روو نوقم کراوه.گه ل به هۆی شاعیره وه خۆی ده نوێنی

      وته نانه ت هه ند ی جار ئه م هاواره گه رووی زاڵم  ده گۆشی و گه ل به ره و سه

      ر به ستی هان ده دا. هه روه ها به پێ شاعیرانه وه فه رهه نگ و وێژه ی گه لێک

      دیاری ده کرێ .

         یه کێ لم هاواره ڕه سنه کوردی کوردستان ، شاعیری خه ون و زام وهاوار و

      کانی کاک ئیرجی عیبادی یه.

      کۆمه ڵه شێعری خه ون و زام وهاوار له باوه شی کانی دا، به یانی ئه ند یشه

      کانی گه لی کوردن له سه دان سه ده دا.له ژێر زوڵم و زۆر و سته می زاڵمان و ئه

      وانه ی له سه ر به ستی و ئازادی ده ترسن و کاریان به ند و زیندانه و ته نانه

      ت له تیشکی خۆریش ده ترسن و ده یانه وێ خۆر هه ربۆ ئه وان هه ڵبێ . کانی

      رووبارێکه به ره و زه لیا ده چێ و کانی گه یشتن به زه ڵیایه. زام و  هاواریش

      ده نگی گه لن که له خه ون دا هه مووکاتێ گه یشتن به زه لیا ده بینن و ئاواتی

      هه موو زوڵم لێ کراوێک گه یشتن به زه لیایه ( زه ر یا ).

      

        زۆر له مێژه ئاور له ژێر چیاکانی داپۆشراوی په ژاره دا هه په ساوه

      ئا خۆ

       بۆرکانی ئاگر و قینمان که ی سه ر هه ڵئه دات .....

      

      هاوار و زامی گه ل . دوای ماوه ێه ک ده بێته بۆرکان دژی زاڵمان و سه ربه ستی

      یه که م موژده ی ئه م بورکانه یه بۆ گه ل.

      

      

      له شه ڵاڵی که ڵیسه ی ئه وین و ئاوات دا

      تا

      نوێژ له مزگه وتی رۆژ

      تا

      زیاره تی

                 به رد و چیا و ئاو

      هه نگاوێکه

      هه ناسه ی ئه ستێره به ره و خوا  ره وانه و

      هاواری منیش به ره و ده ریا

      به ره و گریانی باران

      به ره و دۆڵه کانی نه خه وتووی وڵاته هه ورییه که م

      کانی

      بۆ کام که ڵیسه و مزگه وت و چیا

      سه جده ئه به ی که چاوانی شیعر و عه شق

      تێ یدا دارقه واخ نه ده رابێ.

ادامه نوشته

هنر انقلابی:فرم و محتوا

 هنر انقلابی؛ فرم و محتوا

هربرت مارکوزه، از جمله مهم‌ترین متفکران مکتب فرانکفورت، با تبیین نظریه زیباشناختی مارکسیستی هم به نقد وضع واقعاً موجود کاپیتالیسم و هم مارکسیسم ارتدوکسی می‌پردازد. او همچون تئودور آدورنو از هنر خودآیین دفاع می‌کند و معتقد است که هنر خودآیین به معنای نفی واقعیتِ سرکوبگرِ موجود است. از نظر او چنین هنری می‌تواند تصور رهایی را برای انسان همراه آورد و طرحی رادیکال افکند. به همین دلیل است که نقش اروس را در تمدنِ سرکوبگر پررنگ می‌کند.
این مجموعه یادداشت‌ها بر آن است تا نظریه زیباشناختی مارکوزه را در رابطه با هنر به مثابه شکلی از واقعیت، رهایی و خودآیینی بودن هنر و امر سیاسی توضیح دهد. مارکوزه طی سی سال، نظریه زیباشناختی خود را تبیین و تکمیل کرده است. همان‌طور که در این مجموعه یادداشت‌ها شاهد خواهید بود، او از واقعیت به عنوان واقعیت تثبیت‌شده و امرِ ناواقعیِ واقعی‌تر از واقعیتِ تثبیت‌شده حرف می‌زند. و بر همین اساس بین هنر پرولتاریا، هنر موجود در کشورهای پیشرفته و هنر خودآیین فرق قائل است. از این‌رو در این یادداشت‌ها مروری داریم بر سه دهه نظریه زیباشناختی مارکوزه. در این مقالات همچنین کوشش شده است که برخی مفاهیمی را که مارکوزه در نظریه زیباشناختی خود به کار برده است، توضیح داده شود.

 

برای مقابله با زبان سلطه باید دشوار نوشت.

هربرت مارکوزه

ادامه نوشته

چیستی هنر(فلسفه هنر از دید متفکران بومی)

مشکل تعريف مفاهيم " علوم انساني " :

هرگاه بخواهيم در عرصه اي به پژوهش و تحقيق بپردازيم و يا ارتباط آن را با ساير مقولات روشن سازيم ، نخستين ضرورت پيش رو ، تعريف مقوله مورد تحقيق و روشن شدن ابعاد مختلف آن است.

اين تعريف در مورد اموري نظير آب ، خورشيد ، صندلي و ... چندان دشوار نخواهد بود. چرا که اموري عيني ( objective ) در برابر ما قرار دارند و لذاست که در تعريف مفاهيم عيني اختلاف بنياديني ميان دانشمندان وجود ندارد.

اما آن گاه که قدم در عرصه مفاهيم علوم انساني ( humanities  ) مي نهيم ، شب ِ حيرت ما را فرا مي گيرد  چرا که در اين قدم گاه نه معيار مشخصي براي تعريف هست و نه اشتراک معتنا بهي ميان انديشه ورزان ؛ و در واقع اين کثرت اختلاف بدان علت است که حقيقتي با نام مفهوم مورد مطالعه در نفس الامر وجود ندارد تا تعريف شود بلکه عنوان مفهوم ، اعتباراً بر معناي مقصود انديشه انسان وضع شده است و چون در ذهن هر يک از انديشه ورزان از عنوان مفهوم، معنايي خاص مد نظر است ، لذا تفاوتي بنيادين در تعاريف ارائه شده مشاهده مي شود و البته ما دراين ميان اختلاف الفاظ در عين نزديکي معنا و يا تمرکز بر يکي از ابعاد مفهوم مورد نظر از سوي ارائه دهندگان تعاريف را نيز ناديده نمي انگاريم.

ادامه نوشته