تأثیرات  متقابل ذهنیت گرایی و عینیت­گرایی در آثار هنرهای تجسمی

 

چکیده:

     در این مقاله سعی شده است با تدوین رابطه منسجم پیرامون  ذهنیت­گرایی وعینیت­گرایی به چگونگی  ارتباط مفهومی این دو واژه  رسیده سپس  نقبی  برزندگی یکی از هنرمندان سده بیستم شمال اروپا (ادوارد مونش)  زده و به تبین رابطه تدوین گشته عینیت و ذهنیت در آثار او شد.

 

کلید واژه:

    نقاشي اروپا، اکسیرسیونیسم، هنرمدرن، عینیت­گرایی، ذهنیت­گرایی

 

 

 

 

ادامه نوشته

فیزیك موسیقی(بخش9)

صوت موسیقی یا نت ، صوتی است كه از ارتفاعهای منظم تشكیل شده است و اثر خوشایندی بر گوش انسان دارد.
صوتی را كه می‌شنویم به خصوصیتهای گوش و ساز و كار شنوایی و نیز ویژگی‌های فیزیكی صوت بستگی داد. صوتی را كه انسان با دستگاه شنوایی خود درك می‌كند، بر حسب سه مشخصه بلندی ، ارتفاع و طنین بیان می‌كنند.

تار مرتعش
هنگامی كه یك تار را مرتعش می‌كنیم، تنها هماهنگ اول آن ایجاد نمی‌شود. بلكه هماهنگهای دیگر آن نیز بوجود می‌آیند. از برهمنهش این هماهنگها یك موج مركب ایجاد می‌شود. آنچه ما پس از مرتعش كردن یك تار می‌شنویم، از این موج مركب ایجاد می‌شود. اگر موج صوتی حاصل از پیانو و ویولون را با هم مقایسه كنیم و در هر دو مورد فركانس صوت اصلی 440 باشد، تعداد و دامنه هماهنگهایی كه در ساختن این موج مركب سهیم هستند، متفاوت خواهد بود. در نتیجه اگر شكل موج مركب حاصل را رسم كنیم باهم فرق خواهند داشت.

مشخصه‌های صوت
طنین
طنین صوت به شكل موج مركب بستگی دارد. یعنی طنین به نوع ، تعداد و دامنه‌های هماهنگهایی كه ایجاد شده‌اند، وابسته است.

ارتفاع
ارتفاع صوت با فركانس موج اصلی كه موج مركب از آن ساخته می‌شود، تعیین می‌شود.

بلندی
بلندی صوت به شدت صوت و خصوصیتهای شنونده بستگی داد.

توصیف صوت موسیقی
فاصله موسیقی
نسبت فركانس دو نت را فاصله موسیقی می‌نامند. تجربه نشان داده است كه هر فاصله‌ای برای انسان خوشایند نیست. به همین خاطر صوت موسیقی از سایر اصوات متمایز می‌گردد. لازم به ذكر است كه این احساس خوشایند نسبت به صوت موسیقی فقط مختص انسان نیست، بلكه سایر موجودات زنده نیز نسبت به آن حساسیت نشان می‌دهند. بگونه‌ای كه اثرات صوت موسیقی بر اعمال موجودات زنده در بسیاری از مسائل تجربی مشاهده شده است.

گام موسیقی
گام موسیقی مجموعه‌ای از چند نت است كه فاصله آنها برای گوش خوشایند است. گامهای متفاوتی در موسیقی وجود دارد.

گام طبیعی :

گام طبیعی از هشت نت do2 , re , mi , fa , sol , la , si , do2 تشكیل شده است كه فاصله آنها از یك نت مبنا (do2) كه كمترین فركانس را دارد به صورت زیر است.
1. (Si) نسبت به (do1) مثل 15 به 18 است.
2. (la) نسبت به (do1) مثل 5 به 3 است.
3. (Sol) نسبت به (do1) مثل 3 به 2 است.
4. (fa) نسبت به (do1) مثل 4 به 3 است.
5. (mi) نسبت به (do1) مثل 5 به 4 است.
6. (re) نسبت به do1 مثل 5 به 4 است.
7. (do2) نسبت به (do1) برابر 2 است.
فركانس do2 دو برابر فركانس do1 است و اكتاو do1 نامیده می‌شود. اگر do2 را نت مبنا بگیریم، با رعایت فاصله فوق می‌توانیم گام دوم را بسازیم. به همین ترتیب می‌توان بر مبنای do3 كه اكتاو do2 است، گام سوم را ساخت و به همین ترتیب ادامه داد.
منبع :
متن از firstbook.mihanblog.com

 

حاصل عمر گابریل گارسیا مارکز در 15 جمله

 =

=

در 15 سالگی آموختم كه مادران از همه بهتر می‌ دانند ، و گاهی اوقات پدران هم .

در 20 سالگی یاد گرفتم كه كار خلاف فایده‌ ای ندارد ، حتی اگر با مهارت انجام شود .

در 25 سالگی دانستم كه یك نوزاد ، مادر را از داشتن یك روز هشت ساعته و پدر را از داشتن یك شب هشت ساعته ، محروم می‌ كند .

در 30 سالگی پی بردم كه قدرت ، جاذبه مرد است و جاذبه ، قدرت زن .

در 35 سالگی متوجه شدم كه آینده چیزی نیست كه انسان به ارث ببرد ؛ بلكه چیزی است كه خود می‌ سازد .

در 40 سالگی آموختم ك رمز خوشبخت زیستن ، در آن نیست كه كاری را كه دوست داریم انجام دهیم ؛ بلكه در این است كه كاری را كه انجام می‌ دهیم ، دوست داشته باشیم .

در 45 سالگی یاد گرفتم كه 10 درصد از زندگی ، چیزهایی است كه برای انسان اتفاق می‌ افتد و 90 درصد آن است كه چگونه نسبت به آن واكنش نشان می‌ دهند .

در 50 سالگی پی بردم كه كتاب بهترین دوست انسان و پیروی كوركورانه بدترین دشمن وی است .

=

=

در 55 سالگی پی بردم كه تصمیمات كوچك را باید با مغز گرفت و تصمیمات بزرگ را با قلب .

در 60 سالگی متوجه شدم كه بدون عشق می‌ توان ایثار كرد ، اما بدون ایثار هرگز نمی توان عشق ورزید .

در 65 سالگی آموختم كه انسان برای لذت بردن از عمری دراز ، باید بعد از خوردن آنچه لازم است ، آنچه را نیز كه میل دارد ، بخورد .

در 70 سالگی یاد گرفتم كه زندگی مساله در اختیار داشتن كارت‌ های خوب نیست ؛ بلكه خوب بازی كردن با كارت‌ های بد است .

در 75 سالگی دانستم كه انسان تا وقتی فكر می‌ كند نارس است ، به رشد وكمال خود ادامه می‌ دهد و به محض آنكه گمان كرد رسیده شده است ، دچار آفت می‌ شود .

در 80 سالگی پی بردم كه دوست داشتن و مورد محبت قرار گرفتن بزرگترین لذت دنیا است .

در 85 سالگی دریافتم كه همانا زندگی زیباست .

حقوق بشر و نقش دانشمندان علوم اجتماعی

نویسنده: پروفسور آلبرتو مونکادا، پروفسور جودیت بلاو ، مترجم: طیار رفیعی نیری
مقدمه مترجم:
هنگامی که ما می گوییم بشر مسئول وجود خویش است، منظور این نیست که بگوییم آدمی مسئول فردیت خاص خود است، بلکه می گوییم هر فردی مسئول تمام افراد بشر است. هنگامی که آدمی خود را ملتزم ساخت و دریافت که وی نه تنها همان است که موجودیت خود، راه و روش زندگی خود را تعیین و انتخاب می کند، بلکه اضافه بر آن، قانونگذاری است که با انتخاب شخص خود، جامعه بشری را نیز انتخاب می کند، چنین فردی نخواهد توانست از احساس مسئولیت تمام وعمیق بگریزد. ما تنهاییم، بدون دستاویزی که عذرخواه ما باشد. این معنی، همان است که من با جمله « بشر محکوم به آزادی است » بیان می کنم. بشر محکوم است، زیرا خود را نیافریده ودر عین حال، آزاد است، زیرا همین که پا به جهان گذاشت مسئول همه کارهایی است که انجام می دهد (ژان پل سارتر ).
این مسئولیتی است برای همه افراد بشر، حال به درستی متوجه می شویم که دانشمندان علوم اجتماعی چه مسئولیت سنگین تری نسبت به سایرافراد در مقابل جامعه دارند، ولی آیا همه آنان به این مسئولیت خود عمل می کنند؟ متاسفانه در کشور های جهان سوم ( به دلایل متفاوت که نیاز به بررسی دارد) اغلب آنان یا در خدمت حاکمان و دستگاههای دولتی هستند و یا سکوت را انتخاب نموده و به زندگی روزمرگی پناه برده اند، چشمان خود را بر روی بی عدالتی ها، تبعیض ها وظلم ها بسته اند و در یک کلمه " اشتباها " به این رشته روی آورده اند.
علوم اجتماعی (جامعه شناسی) همیشه توام با مسئولیت است و نمی شود بعنوان امرار معاش این رشته را قبول کرد. تعدادی معتقد هستند که جامعه شناس فقط باید وضعیت موجود را پژوهش وتحلیل کند و جامعه را آنچنان که هست بررسی کند و نه آن چنان که باید باشد. مسلم است که این بینش جامعه شناس را در حد تحقیق تحلیل نگه می دارد و نسبت به آن چیزی که برسرجامعه می آید بی تفاوت می کند. بی دلیل نیست که امروزه دانشکده های علوم اجتمایی منفعل ترین مراکز آموزشی هستند، چون اکثریت آنان از روی علاقه وآگاهی به این رشته روی نیاورده اند. به باور ما کار جامعه شناس بعد از تحقیق وتحلیل، تازه شروع می شود: حال باید شجاعانه و بدون درنظر گرفتن مصالح فردی و یا این گروه و آن گروه شروع به ارائه راهکارها درجهت شکوفایی اقتصادی و زدودن فقرو بی
عدالتی در چارچوب قوانین حقوق بشر بنماید و این همان احساس مسئولیتی است که سارتر انتظار دارد. به امید آن روز.
****
زمانهای نه چندان دور، در سال 1948، مجمع عمومی سازمان ملل متحد، منشور جهانی حقوق بشر را بعنوان یک استاندارد و دستاورد مشترک برای تمام مردم دنیا پذیرفت. این بیانیه تمامی مردان و زنان در هر نقطه¬ای از دنیا را بدون هیچگونه تبعیض، مستحق آزادیهای بنیادی و حقوق بشر می¬داند، اساس و محتوای ماده اول آن بقرار زیر است: تمام افراد بشر از لحظه تولد از لحاظ حیثیت، کرامت و حقوق با هم برابر هستند، همگی دارای عقل و وجدان بوده و باید با یکدیگر با روحیه برادرانه رفتار کنند (سازمان ملل 1948). UNDR حقوق بنیادی واساسی همه مردم رااز قبیل حق آزادیهای سیاسی، مساوات در مقابل قانون، حق سفر، حق تحصیل، حق آزادی اندیشه و بیان، حق مشارکت در حکومت، حق امنیت اجتماعی شامل حق داشتن سطح مناسبی از استانداردهای زندگی، حق کار، حق ممانعت از تبعیض، حق امنیت، معاش، مسکن، بهداشت، حمایتهای ویژه از مادران و نوزادان و حق داشتن فرهنگ ]خاص[ را با صراحت تمام بیان می¬کند
ادامه نوشته

جامعه شناسی هنری

Sample Image

جامعه شناسی یا تئوری علمی جامعه ،شناخت حرکات اجتماعی و بررسی قوانین حاکم بر این حرکات است . به دیگر سخن سعی دانشمند مزبور بر این است که تصویر منظم و کاملی از تحول و تکامل جامعه به دست دهد

و با شناختن و شناساندن جامعه و ویژگی های حیات اجتماعی و افزودن بر نگرش و دید علمی انسانها درباره ی جامعه و سیر تکاملی آن ، بر شتاب حرکات اجتماعی بیفزاید .24 از سویی دیگر جامعه شناسی هنر در دهه اخیر به

 عنوان یکی از حوزه های تخصصی جامعه شناسی مطرح شده ست ،حوزه ای که به مطالعه ی زمینه ی ویژه ای از زندگی اجتماعی انسانها که همانا هنر و آفرینش هنری است می پردازد.

در تعریف دقیق تر جامعه شناسی هنر که به شناخت محتوای اثر هنری و جوهر اجتماعی آن می پردازد می توان گفت : جامعه شناسی هنر روابطی که هنر را با جامعه و مظاهر گوناگون زندگی اجتماعی پیوند می دهد با روش علمی مطالعه می کند و کنش و واکنش هنر مند و جامعه ، جهان بینی و موضع فکری هنرمند ، اثر و خلاقیت هنر ی او را در پیوند با مظاهر گوناگون حیات اجتماعی مورد مطالعه قرار می دهد .

ادامه نوشته

موسیقی(بخش8)تاریخچه موسیقی کردستان ومعرفی سازهای آن    

موسیقی کردستان منطقه از غنی ترین و پربارتربن موسیقی های محلـــــی ایران  بشمار میرود.  مردم کردستان موسیقی را جزیی از زندگی خود میدانند و دربیشتر مراسم و آیین ها سوارکاری /سوگواری /وسوگواریهای سنتی از آن استفاده می کنند ، چنانکه موسیقی در زندگی آنها ریشـــــه ای محکـــــم وناگسستنی دارد .

 موسیقی کردستان

موسیقی این منطقه به علت همجواری با موسیقی کردستان عراق با آن هم ریشه میـــــــباشد و به  دو صورت است :

 الف : موسیقی بدون ساز

 ب : موسیقی با ساز

  

الف : موسیقی بدون ساز

این نوع موسیقی بدون همراهی آلات موسیقی ، تنها با کلام همراه است وبه صورت مرثیه ویا بشکل ریتمیک خوانده میشود واشعار آن از مسایلی که در ارتباط مستقیم با مردم است حکایت میـــکند، از جمله شرح حال افراد ویا توصیف مسایل عاطفی ، هنری ، اقتصادی ، سیاسی ویا دلبستگی به کســـی یا چیزی که همگی در اشعارشان گنجانده میشود ، به این شیوه نمایش موسیقی ( هوره ) گفته میشــود

ادامه نوشته

موسیقی(بخش7)تاثیر موسیقی ایران بر عرب

تاثیر موسیقی ایران بر عرب


برخی نویسندگان عرب زبان، دانسته یا ندانسته میکوشند همه دانشها و هنرهای رایج در عصر درخشان اسلامی را از آن قوم عرب و زاده اندیشه ایشان وانمایند و هیچگاه دوست نمیدارند اعتراف کنند که این دانشها و هنرها در ایران روزگار ساسانی شناخته و رایج و پیشرفته بوده است و همانها است که با دست گروهی از خود ایرانیان تازه مسلمان در قالب زبان عربی ریخته شده است و همانها است که پایه و مایه تمدن و فرهنگ عصر اسلامی گردیده است و حتی خشنود میشوند اگر بتواند پیشینه برخی وسایل تمدنی را به عبریان و سریانیان حتی حبشیان نسبت دهداما به ایرانیان نسبت ندهد.
باری بی شک چنانکه نویسندگان قدیم و نیز دانشمندان بی طرف عرب زبان در عصر ما نوشته اند ، در میان عربهای روزگار جاهلی از موسیقی جز "حدا" که برای شتران خوانده میشد و "نصب" که یک گونه حدا ولی با آهنگ تندتر است، چیزی شناخته نبوده است.
ابزارهای موسیقی نیز از بوقهای شاخی و دهلهای ساده و دفهای چهارگوشی زنان مویگر همگام مویگری بر مردگان می نواختند،برتر نبوده است.
برعکس آنجا ، فن موسیقی در ایران تا آنجا به والایی گرایده بود و جنبه علمی داشت که برای نوشتن آوازها الفبای ویژه ای مانند نت نویی در امروز بوده و با آن الفبا چنانچه محمد بن اسحاق در گذشته به سال 378  هجری در کتاب الفهرست نوشته است ، نوای پرندگان و شر شر آبها و غریو بادها و هراس جانوران را نیز می نگاشتند
ادامه نوشته

گفت‌وگوی روزنامه فرهنگ آشتی با شیرکو بی‌کس ، شاعر کُرد(منبع سایت فرهنگ و هنر کردستان)

یكی از این شاعران جهانی و معاصر كورد استاد شیكو بی‌كس می باشد. شیركو بی‌كس فرزند «فایق بی‌كس» كه پدرش یكی از شاعران بزرگ و ملی كورد می باشد. شیركو بیكس‌ در سال 1940 میلادی (1319) شمسی در شهر سلیمانیه به دنیا آمد.
شاعر چیره دست فارس زبان روزگارمان سید علی صالحی سالها پیش شیركو بی‌كس را امپراتور شعر دنیا نامیده است .
شیركو بی‌كس در جامعه فرهنگی كورد، هموزن احمد شاملو در پهنای ادبیات معاصر فارس می باشد. آثار شیركو غنی و بسیارند، در سال 1968 میلادی اولین مجموعه‌ی شعر وی با عنوان «درخشندگی شعر» منتشر شد و صاحب آثاری چون: آئینه‌های كوچك «شعر» ، بامداد «شعر»، من عطشم را با آتش فرو می نشانم «شعر»، كاوه‌ی آهنگر «نمایشنامه منظوم»، سپیده دم «شعر»، پیرمرد و دریا «همینگوی – ترجمه»، دو سرود كوهی «شعر»، رودخانه‌ها «مجموعه داستان»، عقاب «شعر»، كجاوه گریه‌ها«شعر»، صلیب و مار و روزشمار شاعر «شعر بلند» و... مجموعه مقالات ، ترجمه‌ها و ... می باشد. شیكو بی‌كس در سال 88-1987 میلادی از دست «انگوار كارلسن» نخست وزیر سوئد جایزه جهانی «توخولسكی» مدال افتخار در ادبیات را دریافت كرد و همچنین در فلورانس ایتالیا، بزرگترین انجمن مدنی به او لقب «همشهری» داده است.
اشعار شیركو تاكنون به زبانهای آلمانی، فرانسه، ایتالیایی، سوئدی، نروژی، عربی، فارسی و... ترجمه شده است و بعضی از اشعار او انتخاب شده و در كتابهای درسی چند كشور برای تدریس گنجانده شده است.

ادامه نوشته

هنر فردیت و سیاست

هنر عرصه‌ي خلاقیت فردی است. یعنی خودمختاری سوژه (ذهن). آن چیزی که مدنظر دکارت بوده‌است. یعنی در مدرنیته، سوژه، خودمختار و قادر به هر کاری است. پس وضعیت انسانی بهتر وضعیتی است که انسان‌ها هر چه بیش‌تر خودمختار تر و آزادتر باشند. هنر این موقعیت را برای فردیت فراهم می‌سازد. سَبک داشتن یعنی سازمان‌دهی عقلانی کنش‌گران در هنر. هنرمند برای فردیت شدن، فراتر از سَبک باید برود. پس هنرمندیِ واقعی با آزاداندیشی پیوند خورده است. برای شروع در هنر، سبک‌ها را باید آموخت و برای تداوم باید سورئالیست بود (فرا واقع‌گرا). برای تداوم «شدن»، آزادی ضروری است
ادامه نوشته

گشتي در موزه سنندج

گنجينه تاريخ زاگرس
موزه را مي توان محل نگهداري آثار گذشتگان و نمايش و انتقال آنها به آيندگان، شناخت و نمايش سهم اقوام و ملل در فرهنگ و تمدن جهاني، ايجاد و تقويت تفاهم ميان ملل و اقوام، جلوگيري از انهدام فرهنگ بومي و ايجاد مانع در برابر فرهنگ هاي سرگردان و نامأنوس و نيز به نمايش گذاشتن نعمت هاي فرهنگي يا طبيعي به منظور آموزش - پژوهش و ارزش دادن به اين مجموعه ها و لذت بردن از آنها دانست.
موزه سنندج كه در مركز شهر سنندج در خيابان  خميني  واقع شده از جمله اين موزه هاست كه در مجاورت آن بناهايي چون خانه كرد، مسجد جامع و خانه مجتهدين قرار دارد.
ساختمان موزه در اصل بخش بيروني عمارت ملالطف الله شيخ الاسلام است، اين عمارت از عمارت هاي باشكوه و اعياني شهر سنندج است كه حدود ??? سال پيش از سوي ملالطف الله كه يكي از علماي بزرگ آن دوره و معاصر ناصرالدين شاه بوده، ساخته شده است.

  
ادامه نوشته

قالیبافان کرد تار و پودی از مهر می گسترند

قالیبافان کرد تار و پودی از مهر می گسترند
به گزارش خبرنگار اعزامی مهر به سنندج، روزگاری گستردن فرش دستباف بر پهنای خانه های بزرگ و قدیمی علاوه بر پاسداشت از یک هنر بومی ثروت و سرمایه ای عظیم محسوب می شد اما این روزها از فرهنگ استفاده از فرش دستباف ایرانی چیزی باقی مانده و اغلب ترجیج می دهیم فرش ماشینی را در کنار مبلمان چند میلیون تومانی که سرمایه ای نیز محسوب نمی شود در کنار هم بچینیم. در این سفر که با بر نامه ریزی صورت گرفته از سوی شرکت سهامی فرش ایران با هدف بازدید از مجتمعهای قالیبافی شهرهای سنندج و مریوان صورت گرفت، دستاوردهای مختلف فرش در کارگاههای قالیبافی که تسهیلات زودبازده دریافت کرده بودند مورد بازدید قرار گرفت. پیشرفتهای حاصل شده در زمینه رونق این هنر صنعت در حالی تمامی نظرها را به خود معطوف کرد که نمی توان از کنار حقوق و مزایای پایین قالیبافان که با دستانی پینه بسته با ظرافتی وصف ناشدنی نقشه ای از مهر و مهربانی دیار کردستان را بر تارک قالی این دیار نقش می زنند، بی تفاوت گذشت. البته با نشستن پای صحبت تولید کنندگان فرش دستباف کردستان و صاحبان مجمتمعهای قالیبافی و قالیبافان نمی توان صاحبان صنایع را مقصر پایین بودن دستمزد دانست بلکه سیاستهای کلی حمایتی از این هنر صنعت و برنامه ریزی در خصوص بالا رفتن تقاضای خرید فرش دستباف در کشور ما موضوعی است که باید بیش از پیش پرداخته شود. مدیر یکی از مجتمعهای قالیبافی شهر سنندج در گفتگو با خبرنگار اعزامی مهر به کردستان اظهار داشت
ادامه نوشته

نگاهی به کتاب مافیای قدرت و دفن دمکراسی اثری درباره تاریخ سیاسی کردها

کتاب مافیای قدرت و دفن دمکراسی مجموعه ای جدید درباره تاریخ سیاسی معاصر کردستان در هفته گذشته ، توسط انتشارات رسا – ناشر نام آشنای کتابهای سیاسی – در تهران منتشر شد . این کتاب ر در پنج بخش جداگانه با
ترجمه زیبا و روان دکتر عرفان قانعی فرد به بازار نشر کتاب ایران عرضه شده است. درباره تاریخ سیاسی کردستان شاید بتوان اولین کتاب را " کرد و کردستان " - نوشته واسیلی نیکیتین - نامید که با ترجمه زنده یاد " محمد قاضی " در سال 1366 منتشر شد و بعد از آن اکثر کتابهای تاریخ سیاسی کردستان با ترجمه ابراهیم یونسی ارائه شده است و در آرشیو کتابخانه ها به عنوان تنها منابع و ماخذ موجود به زبان فارسی مورد استفاده قرار می گیرند و در بین مترجمان نسل جوان کرد تا بحال کمتر کسی درپی ترجمه این چنین آثاری پر دردسر و
مشکل آفرین بوده اند و کمتر عناوینی تازه انتشار یافته هم به تاریخ سیاسی و اجتماعی کردها اختصاص دارد.و معمولا کتابهای جدید و موثق در این باره هم تو سط بخش نظارت اداره کتاب وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ، کمتر مجوز انتشار
می یابند و حتی گاه در مرحله توزیع با مخالفت روبرو شده است
ادامه نوشته

موسیقی(بخش6)درآمدي برتاريخ موسيقي ايران از عصر ماد و موسیقی فولکلور کردستان

موسيقي در عصر مادها

متأ سفانه ازموسيقي اين قوم اطلاع زيادي در دست نيست ، فقط بر اساس اسناد تدريجي مي توان چنين استنباط نمود كه موسيقي در زمان مادها مقام والا و شامخي داشته و در بسياري از مراسم اين دوره بكار مي رفته است. بطوريكه در كتب تاريخ آمده است : « هنگامي كه ديااكو نخستين شاه ماد بر تخت نشست شادي و سرور بر پا شد و نواهاي كوس و شاخ هاي شيپوري در فضاي ايران به صدا در آمد و زماني كه فره ورتيش در نبردي نا برابر ، در زير ارابه هاي داس دار آشوري ها از پاي در آمد ، ايران در سوگواري فرو رفت و به نواختن كوس و شاخ هاي شيپوري پرداختند » اين گفتة تاريخي نشان مي دهد كه رساترين زبان جشن و سوگواري در آن دوره موسيقي بوده است . از موسيقي دانان اين دوره نام « اوگارس » در كتب تاريخي ذكر گرديده كه از موسيقيدانان بزرگ دربار بوده است . همچنين در كتب تاريخي به خواب آستياك آخرين پادشاه ماد اشاره شده كه پس از تغيير آن به انقراض حكومت ماد توسط كوروش آگاه مي شود

ادامه نوشته

موسیقی(بخش5)گذرى بر موسيقى و ساز هاى ايرانى

در ايران باستان هنگام برآمدن و فرو رفتن خورشيد گروهى به نواختن طبل و كوس و كرنا مى پرداختند. در اوستا بخش يسناها آمده كه پزشكان بيماران خود را با موسيقى ایرانی درمان مى كردند. در آن دوران سه نوع موسيقى آئينى (دينى)، بزمى و رزمى مرسوم بوده است، همچنين در جشن هاى طبيعت و روزهاى تاريخى و ملى نواها و موسيقى ایرانی ويژه اى اجرا مى شد. در دوران هخامنشيان سرودها و ترانه هايى به نام هوره در جنگ ها و جشن ها اجرا مى كردند كه امروزه در ايلام و سرزمين هاى غرب ايران با همين نام رايج است. در دوران ساسانيان به ويژه بهرام گور و خسرو پرويز موسيقيدان هايى زيرنظر وزير دربار «خرم باش» كار مى كردند. در جشن هاى بزرگ، اين نوازندگان و خنياگران نواها و آهنگ هاى گوناگون اجرا مى كردند. در شاهنامه آمده بهرام گور تعداد ده هزار لورى (خنياگر) از هند براى شادى و پايكوبى مردم به ايران آورد.
نبد هيچ مانند بهرام گور ‎/ به داد و بزرگى و فرهنگ و زور

ادامه نوشته

موسیقی(بخش4)تاثیر موسیقی ایران بر عرب

تاثیر موسیقی ایران بر عرب


برخی نویسندگان عرب زبان، دانسته یا ندانسته میکوشند همه دانشها و هنرهای رایج در عصر درخشان اسلامی را از آن قوم عرب و زاده اندیشه ایشان وانمایند و هیچگاه دوست نمیدارند اعتراف کنند که این دانشها و هنرها در ایران روزگار ساسانی شناخته و رایج و پیشرفته بوده است و همانها است که با دست گروهی از خود ایرانیان تازه مسلمان در قالب زبان عربی ریخته شده است و همانها است که پایه و مایه تمدن و فرهنگ عصر اسلامی گردیده است و حتی خشنود میشوند اگر بتواند پیشینه برخی وسایل تمدنی را به عبریان و سریانیان حتی حبشیان نسبت دهداما به ایرانیان نسبت ندهد.
باری بی شک چنانکه نویسندگان قدیم و نیز دانشمندان بی طرف عرب زبان در عصر ما نوشته اند ، در میان عربهای روزگار جاهلی از موسیقی جز "حدا" که برای شتران خوانده میشد و "نصب" که یک گونه حدا ولی با آهنگ تندتر است، چیزی شناخته نبوده است.
ابزارهای موسیقی نیز از بوقهای شاخی و دهلهای ساده و دفهای چهارگوشی زنان مویگر همگام مویگری بر مردگان می نواختند،برتر نبوده است.
برعکس آنجا ، فن موسیقی در ایران تا آنجا به والایی گرایده بود و جنبه علمی داشت که برای نوشتن آوازها الفبای ویژه ای مانند نت نویی در امروز بوده و با آن الفبا چنانچه محمد بن اسحاق در گذشته به سال 378  هجری در کتاب الفهرست نوشته است ، نوای پرندگان و شر شر آبها و غریو بادها و هراس جانوران را نیز می نگاشتند.
علی بن حسین مسعودی در گشته به سال 345 هجری شماره نشانه های این خط ایرانی را 160 نشانه نوشته است .باری هنر موسیقی در عصر ساسانی هم از جنبه علمی تا آنجا پیش رفته بوده است که هنگام ترجمه کتابهایی که در این هنر بوده است از فارسی به عربی مایه ها و راهها و بهره ها و بیشتر سازها به همان شکل فارسی یا با اندک شکستگی در واژه ، به زبان عربی در آمده و به کار رفته و تا کنون رایج مانده است
ادامه نوشته

موسیقی(بخش3)نمونه هايي از موسيقي فولکوريک

موسيقي سازي


موسيقي ايراني از زمان هاي بسيار قديم عـمدتا با ساز و آواز توام بوده است و در کـتب تاريخي نيز هـرگـاه به موسيقي اشاره شده بـيـشتر نام الحان و ترانه ها بر جاي مانده است. ولي شکي نيست که موسيقي سازي نيز داراي اهـميت بوده است.

در حدود صد سال قـبل موسيقي سازي به تـدريج راهـي مشخص در پـيش گـرفـت، و در اين رشته نوازندگـان و آهـنگـسازاني به وجود آمده و نوآوري هايي در اين زمينه انجام دادند.  به طور کلي موسيقي سازي ايراني داراي دو بخش اساس است: 

الف - تکـنوازي که بر پايه موسيقي سنـتي و بداهـه نوازي قـرار دارد. 
ب - هـمنوازي که بر پـايه کارهـاي جمعـي اعـم از گـروه هـاي کوچک يا بـزرگ يک صدايي و يا چـند صدايي استوار است.

تکـنوازي

تکـنوازي در موسيقي مشرق زمين از اعـتبار و اهـميت فراواني برخوردار است. به تعـبـيري مي توان آن را مربوط به فـلسفه و عـرفان شرق و ايجاد ارتـباط معـنوي با عالم بالا دانست. چـرا که نوازنده شرق با ساز و موسيقي خود به نوعي عبادت خصوصاً در کـنج خلوت و تـنهـايي خود مي پـردازد. 
 
ادامه نوشته

    نگاهی مختصر به فرش کردستان

کردستان دارای طبیعتی زیبا ودر عین حال خشن میباشد که بافته هایش از نظر شیوه بافت وطرح ورنگ،از طبیعت منطقه تاثیر گرفته و ذهنی میباشند.

وجود آب وهوای سرد در شش ماه از سال در بیشتر مناطق استان موجب رویکرد بیشتر مردم به صنایع دستی از جمله تولید فرش شده .

 

 

ادامه نوشته

تاریخچه ی موسیقی ایران   موسیقی بخش (2)

اینجا یاد آور می شویم چون در تاریخ هنر ، موسیقی پدیده ای است همگام با گفتار و شاید پیش از این پیدایش سخن وجود داشته ما نیز با ارابه زرّین ذهن در دشت گسترده و پهناور تاریخ موسیقی کشورمان به گذشته می پردازیم تا ببینیم در این مرز و بوم چه گذشته و وطن عزیزمان ایران چه مراحل پر پیچ و خمی را در این زمینه طی و پشت سر گذارده است . در طول تاریخ سیر موسیقی ایران با فراز و نشیب هایی روبه رو بوده است و اشخاصی هم با این هنر آسمانی و ظریف سر و کار داشته اند ، یا به زبانی دیگر عامل اجرا و حفظ و نگهداری آن بوده اند ، خود به علل گوناگون با نا کامیهایی دست به گریبان بودند و پنجه در افکنده اند. باید گفت در آن زمان که اکثریت ممالک امروزی جهان در روی نقشه جغرافیایی حال وجود نداشته اند ، یران سر زمینی پهناور بود که از شمال و جنوب ، مشرق و مغرب ؛ قاره های آسیا ، اروپا و افریقا را شامل می شد و این موضوع با اسناد تاریخی قابل اثبات است و نیز آثاری که باقی مانده گواه این ادعا می باشد ، در آن زمان که بسیاری از اقوام به اصطلاح متمدن امروز به قتل و راهزنی و چاول و دزدی روزگار می گذرانیدند ملت ایران دارای تمدنی با شکوه و عظیمی بود که همواره مردم و ملل ضعیفی که ازطرف اقوام وحشی مورد حمله وغارت قرارداشتند، ازطرف ملت ایران مورد حمایت قرارمی گرفتند. در آن زمان که بسیاری از قبایل و ملل حق و حقوقی برای زنان و دختران خود قائل نبودند ، در ایران زنان مانند مردان از حقوقی مساوی و انسانی برخوردار بودند و بالاخره در آن دوران که بسیاری از اقوام وملل بویی از فرهنگ و علم ادب و موسیقی نبرده بودند در ایران بزرگان اهل ادب و سخن و موسیقی و شعر بسیار بودند که نام برخی از هنرمندان موسیقی ما  به قرار زیر است:

باربد ، نگیسا ، سرکیس ، بامشاد ، رامتین ، فارابی ، رودکی  و ابن سینا

پس از ظهور اسلام و گرویدن مردم ایران به این دین مقدس بسیاری از فرهنگ عرب نظیر : فن سپاهی گری ، کشور داری  ، مستوفی گری  ، شعر و شاعری ، ساختمان و موسیقی و ... شدیداً تحت تاثیر فرهنگ ایران قرار گرفت و از جمله موسیقی بود که موسیقی عرب از موسیقی ایران نشأت گرفت و ابتدا از سراسر عربستان گذشت سپس به شمال افریقا و اروپا هم راه پیدا کرد و به همین منظور موسیقی اسپانیا در اروپا از جهات بسیاری به موسیقی ما شبیه است و از طرف دیگر در حال حاظر می بینیم که موسیقی اعراب دارای الحان و نغمه هایی است که نام های ایرانی دارند مانند :

شور ، ماهور ، الاصفهان ، نوا ، زیر ، بم ، زیر افکند ، یگاه ، سه گاه ، راست و ...

که همه الهام گرفته از اقیانوس بی کران موسیقی اصیل و ملی ایران است و ساز هایی نظیر چنگ ، قانون و عود   ( بربط ) که در این موسیقی از آن استفاده می گردد ایرانی هستند.

در زمان حکومت " مادها " در ایران ، موسیقی با ستاره شناسی همراه بوده و در زمان " هخامنشیان " سه نوع موسیقی معمول بوده است که عبارتند از " مذهبی ، رزمی و بزمی ".

یکی از دستگاه های نشاط انگیز و پر بار موسیقی ایرانی که از عهد باسان به یادگار مانده دستگاه  " ماهور " و " خسروانی " است که روشنگر قدرت و عظمت این هنر ارزنده و شوق انگیز نیکان ما می باشد ، جای بسی تعجب است که پس از آن همه تاخت و تاز و ویرانگریهای ملل بیگانه و وحشی و به یغما رفتن گنجینه های ادبی این مرز و بوم هنوز آثاری چنین پر بها و چشمگیر برای ملت ما بر جای مانده است و بر ماست که در حفظ آن بسیار بکوشیم و ثابت نماییم که تنها نسلی از اقوام روی زمین هستیم که دارای تاریخ و فرهنگ و هنر مدونی می باشیم.

ادامه نوشته

موسيقی بخش (1)

موسیقی یکی از هُـنرها است. هنر مانند زبان ، از کودکی آموخته می شود. هنر با انسان  متولد  نمی شود.  اگر از کودکی یاد بگیریم که به هنر توجه داشته باشیم، می توانیم  هنر را بشناسیم  و از آن لذت ببریم.

همه ی انسان ها زمانی از وَقت روزانه ی خود را زَمزَمه می کنند.  زمانی که به آهنگی گوش می دهیم و آن را زمزمه می کنیم ، یا در سکوت به آهنگی که بارها شنیده ایم و از آن خاطره داریم فکر می کنیم  و آن را زمزمه می کنیم ،  شاید هم بلند بخوانیم! ولی کمتر کسی است که به نوع و تکنیک موسیقی  فکر کند.

ما ازکودکی  با  لـالـایی مادر با موسیقی آشنا می شویم.   ولی کُـدام ایرانی را می شناسی که فکر کند که  لـالـایی مادرش که در کودکی شنیده ، در دستگاه دَشتی خوانده شده است؟  یا فروشنده ی  دوره گََـرد  در کوچه  و بازار با آواز در دستگاه اَبوعَطا  و یا  دَستگاه اَفشاری  جنس خود را تبلیغ می کند.

تاریخچه ی  موسيقی

با این که تاریخ کشور ایران بیش از 2500 سال قدیمی است  و از آن زمان ها سنگ نوشته هایی  باقی  مانده  که از تمدن آن زمان تعریف می کند  ولی  در این سنگ نوشته ها از موسیقی  نام  بُـرده نشده است.  تاریخ نویسان هم خیلی کم به موسیقی قدیمیِ ایرانی اشاره کرده اند.

اولین نوشته ها  درباره ی  موسیقی در ایران قدیم از دوران شاهان ساسانی است.  شاهان ساسانی به موسیقی اَهمیت زیادی می دادند. در دَربارِ خُـسرو پَرویز ساسانی  نوازندگان و موسیقی دانان زیادی زندگی می کردند.  بـاربَـد نَـوازنده  و خواننده ی بزرگ  در آن زمان کارهای تازه ای در موسیقی انجام داده بود. باربد 360 نوع موسیقی برای 360 روز سال نوشته بود که هر روز موسیقیِ مخصوص آن روز در دربار خسرو پرویز نَـواخته می شد
ادامه نوشته

تاریخچه هنر خوشنویسی در کردستان

مقدمــــه

 نگاهی  گذرا بر تاریخچه هنر خوشنویسی در ميان کردان

    پس از طلوع آيين حياتبخش اسلام، و با گسترش فرهنگ و معارف قرآني در قلمرو اسلامي، كتابت و استنساخ متون اسلامي و به‌ويژه كتابت متن قرآن كريم به عنوان ضرورتي مسلم در ميان جوامع مسلمان رخ نمود. در راستاي برآورده شدن اين نياز مبرم و حياتي، علما و جويندگان معارف اسلامي، بازنويسي و استنساخ متون ديني را آغاز نمودند و اين روند تا اختراع صنعت چاپ و حتي در برخي جوامع مسلمان، دهه‌ها و سده‌ها بعد از آن نيز، تداوم يافت. با گذشت چندين سده، رفته رفته خطّ اسلامي از خطّ كوفي به ديگر شيوه‌‌ها همچون نسخ، ثلث، و … تكامل پيدا نمود و در اين سير درازدامن، خطوط اسلامي علاوه بر تنوع در شيوة ظاهري، از نظر ظرافت و پيچش و اعراب‌گذاري و تذهيب و ساير جنبه‌هاي هنري، رو به تغيير و تكامل نهاد. بدينسان، نگارش متون ديني، صبغة زيباشناسي نيز پيدا كرد و خط به عنوان يك محمل فرهنگي، خلاقيت‌هاي هنري اقوام و ملل مسلمان را در خويش منعكس نمود و بدينگونه خط و خطّاطي، به هنري اصيل و بالنده و هويت‌ساز مبدل گرديد.

    

ادامه نوشته

معرفی  عبدالرحمان (رحمان) قاضی

عبدالرحمان (رحمان) قاضی یكی از 50 نفر جوان كرد بود كه در زمان جمهوری مهاباد برای آموزش های نظامی به روسیه اعزام شد. روزگاری چكمه می پوشید ونظامی پیشه و سیاست مسلك بود كه اینك تنها چون خواب روایتها و خاطراتی از آن باقی مانده است. او در عین حال از خوشنویسان توانا و نقاشان بنام و البته شاعری خوش ذوق و از دوستان ماموستا »هه ژار« و »هیمن« شعرای نامی كرد است. حیات 81 ساله او فراز و فرودهای فراوانی داشته و اینك در پس روزگاران بازگوی آن خاطرات می تواند سندی مطمئن برای تاریخ معاصر و نسل امروز كردها باشد. از پنج سال پیش به علت بیماری كه خود آن را »زونا« می خواند بینایی چشمهایش را از دست داده و قلبش نیز با باطری زندگی اش را تداوم می بخشد. اما حیات خانه اش هنوز سبز قامتی تاك های حاصل دسترنج او را نظاره می كند و به هنگام این مصاحبه نیز از محصولات همان باغ از ما پذیرایی كرد.
ادامه نوشته

قصة الحركة الإسلامية في تركيا بقلم د. راغب السرجاني (نوشته ای از  راغب السرجاني  ) به زبان عربی

لعل من أكثر الأمور عجبًا أن نشهد صحوة إسلامية حقيقية في بلد شديد العلمانية مثل تركيا، فالعلمانية في تركيا غير العلمانية في أوربا ذاتها؛ لأن الأوربيين في علمانيتهم أرادوا فقط فصل الدين عن السياسة، بينما العلمانيون في تركيا لم يكتفوا بذلك، إنما بنوا علمانيتهم على أساس محاربة الدين في أصوله وفروعه، وفي جوهره ومظهره، وهذا من أيام أتاتورك وإلى زماننا الآن، والذي يتولى كبر هذا الأمر هو الجيش التركي، كما فصّلنا في المقال السابق.
ومع هذه العلمانية الشديدة إلا أن الإسلام ظل باقيًا في هذه البلاد العظيمة، وهذا أمر لافت للانتباه حقًّا، وإن كان يدل على شيء فهو يدل على أن هذه الأمة الإسلامية أمة كريمة لا تموت، وأن بقاء الإسلام أمر حتمي لا يمكن أن يقاومه إنسان، كما يدل فيما يدل على أصالة الشعب التركي، وعلى وجود رموز إسلامية باهرة ظلت تحمل الراية في مواجهة الطاغوت أتاتورك، ومن جاء بعده من حماة العلمانية في تركيا الإسلامية.

لقد كان سقوط الخلافة العثمانية في سنة 1924م سقوطًا مروِّعًا كارثيًّا، ليس فقط لغياب رمز الخلافة ا كانت تجمع المسلمين، ولكن لغياب من ينادي بإسلامية قضايا المسلمين، ولم يعد هناك صوت مسموع إلا أصوات القوميين والعلمانيين، ليس في تركيا فقط، ولكن في كل بلاد العالم الإسلامي، وبلا استثناء.
ومع هذا فلم يكن هذا السقوط بلا مقاومة، لقد ظهرت في تركيا بعض الرموز الإسلامية الرائعة التي حرصت على حمل اللواء حتى في أشد عصور الظلام والقهر.

ادامه نوشته

The Kurdistan Republic of 1946

The Kurdistan Republic of 1946

  

                The Kurdistan Republic of 19461 has been one of the most important symbols of Kurdish nationalism.  It was formed at a time that the Kurds had been suppressed in all parts of Kurdistan.  The formation of such a republic symbolized the revival of Kurdish nationalism. It was especially important for the role the Kurdish intellectuals played in the formation of the republic.

Before World War II, the Kurds in all parts of Kurdistan were living under oppression.  Isma’il Agha Shikak, Simko, was killed in 1930 by the Iranian government

ادامه نوشته

Small Kurdish Hamadan with interesting white ground border w animals

Click on image to view at large size. Click here to see image in extra large size.

Kurd Hamadan animal border—click to see enlarged view

Design

A small Hamadan with a strange medley of design features that look mostly Kurdish, especially in view of the form of the three medallions extending squashed and irregular double hooks or anchor shapes, and the Kurdish rosette meander in the outer secondary border. Clearly not a rug made under controlled village workshop conditions, the wobbly execution of the medallions, crammed in the field and surrounded by secondary serrated medallions, has an improvised, some may say clumsy, feel to it. Maybe one of the first works of a girl learning the ropes? Kurdish horror vacui has crammed birds, serrated leaves and leaf fragments, blossoms and s-shapes into every free area of the midnight blue ground.

What attracted me particularly despite the rather poor condition was the white ground meander border which is a variant of a border often used in the so called Mir Serabend carpets and, according to P.R.J. Ford, also in some Hamadan villages (compare fig 96 in his book Oriental Carpet Design)—an narrow example is the Khamseh Hamadan rug shown as fig. 92 in Cecil Edwards' The Persian Carpet. In this particular variant, cute small red animals with green eyes and a merry tail (dogs?) can be seen facing each other across the main meandering stem. The meander encloses several vegetal or animal forms, the largest, upright one resembling a red-blue, vertically striped chili pepper, boteh or poppy seed; another one a strangely irregular flower with a checkerbord filling; still another looks like a long-legged small animal in profile or alternatively, an irregularly shaped frog seen from above. Since both shapes appear connected to the meandering stem, they are likely to represent plant elements, however. Nevertheless, I find the border design puzzling and intriguing. I'd be interested to learn if any of you have seen comparative examples. The corner spandrels enclosing the hexagon-shaped field contain irregular blossoms and botehs at the bottom, and rows of rosettes (or stems with small round leaves) at the top, the latter design reminiscent of elements used in Mazlaghan rugs.

ادامه نوشته

saliya şehîdbûna lîderê Kurd, Simkioyê Şikak

Kakşar OREMAR
navdarenkurd@hotmail.com

Heya niha li ser kesayetî, nirx û eymetên Kurdan yên dîrokî, dagirkerên Kurdistanê li gor berjewendîyên xwe yên siyasî, civakî û aborî çi tiştê ku xwestine, nivîsandine. Ji ber ku xwedîyên hemû îmkanên maddî jî bûne, ew nivîsên xwe li her derê belav kirine. Wan bi dilgemarîyên xwe yên şovînîstî, hemû pirensîbên exlaxî binpê kirine û xwestine ku rûpelên dîroka serhildan û şoreşên Kurdan, berevajî rastîyên wan bi nifşên piştî xwe bidin nasandin. Di vê navê de dîroknivîsên ku hertim di xizmeta sîstema serdest de bûne, serok û qehremanên Kurd weke xayîn, talankar, diz û sîxor binav kirine. Di berhemên wan de Şêx Seîdê Pîran, Pêşewa Qazî Mihemed, Simkoyê Şikak, Seyîd Rizayê Dêrsimê, Şêx Mehmûdê Berzencî, Mistefa Barzanî û hemû qehremanên ku bingeha siyasîya xebata Kurdan darijandine, xayîn û xûlamên hêz û dewletên biyanî tên hesibandin. 

Mixabin zêdetir ji dîroknivîs û lêkolînvanên Kurd, nivîskarên nifşparêz ku pênûsa wan hertim di xizmeta desthilatdar(hakim) û dewletên navendî de bûye û li gor nirxê rojê nan xwarine, li ser dîrok û jiyana kesayetiyên Kurd nivîsandine. Bi awayekî ku armanca wan ya herî mezin bê bingeh nîşandayîna şoreşên Kurdan yên azadîxwaziyê û serxwebûna Kurdistanê bûye.

Îsmaîl Axayê Şikak yê ku piranî bi navê (Simko an jî Simkoyê Şikak) di nava Kurdan de hatiye naskirin, yek ji wan rêberaye ku di dîroka azadîxwaziya gelê Kurdistanê de xwedî rûmet û xebatek berçave. Girîngîya serhildana Simkoyê Şikak ku nêzî 25 salan domkir, di vê rastiyê de ye ku piştî şerê cîhanê yê yekemîn nêzî %50 ji axa rojhilatê Kurdistanê li jêr desthilatdariya dewleta navendiya Îranê rizgarkir û mîna desthilatdarekî Kurd karê xwe yê hukimdariyê dimeşand. Ev karê han (ku Simko karî hemû hêzên êl û eşîretên Kurdan li dora hev bicivîne), di wê serdema ku sîstema feodalîzmê li hemû Kurdistanê di bin nîrê axatiyê de bû, karekî wiha hêsan nebû.

Di vir de ezê tenê bi awayekî kurt li ser çend xalên girîng yên nasandina malbat, kesayetî û şoreşa Simkoyê Şikak bisekinm

ادامه نوشته

موسيقي کردي ملودي جاودان و بزرگ

; تاريخ نويسان و موسيقي دانان معروف جهان معتقدند کردستان مهد تمدن موسيقي جهان به حساب مي آيد.
گزنفون تاريخ نويس يوناني در اين باره نوشته : بعد از حمله يونان به ايران و شکست کوروش هخامنشي از يوناني ها ، هنگامي که لشگر يونان قصد بازگشت از کردستان را داشت، کردها با خواندن نغمه ها و سرودهاي دسته جمعي ، يوناني ها را مورد حمله قرار دادند.
قوم کرد به عنوان يکي از قديمي ترين اقوام آريايي به علت بهره بردن از فرهنگ غني ايراني داراي اصيل ترين موسيقي و ملودي هاي جاودان و بزرگ است.
براي دستيابي به غناي موسيقي کردي بايد از زرتشت و فرقه اهل حق شروع کرد ، زيرا اگر کرد خود را وارث تمدن ماد مي داند ، زرتشت نوه به حق مادهاست و پيروان اهل حق نيز به حق کرد هستند و در کردستان زندگي مي کنند و به زبان کردي گوراني سخن مي گويند.
بر اساس کتاب هاي قديمي اهل حق ، هنر موسيقي از زمان هاي قديم مورد توجه مردم اين آيين بوده است.
ادامه نوشته

اشعار شيركو بي‌كس

تناسخ


اگر در روزي توفاني بميري
بسا كه روحت در تن ببري حلول كند
اگر در روزي باراني بميري
بسا كه روحت در بركه‌اي حلول كند
اگر در روزي آفتابي بميري
بسا كه روحت در انعكاس پرتويي حلول كند
اگر در روزي برفي بميري
بسا كه روحت در تن كبكي حلول كند
اگر در روزي مه‌آلود بميري
بسا كه روحت در دره‌اي حلول كند
اما بدين‌گونه كه مي‌بينيد:
من زنده‌ام و
شعر برايتان مي‌خوانم
با اين همه دير زماني است
روحم در تن كردستان حلول كرده است
ادامه نوشته

فرم های مختلف لباس زنانه کردی

فرم های مختلف لباس زنانه کردی

 

 

ادامه نوشته

Shahram Nazeri

   

Shahram Nazeri (Born in Kermanshah, 1950) is a contemporary Iranian Kurdish tenor who sings classical Persian and Kurdish music. He is one of Iran's most respected vocalists.

Shahram Nazeri

 

ادامه نوشته

محمد قاضی

  

محمد قاضی از مترجمان برجسته دوره معاصر ایران است. وی ۵۰ سال ترجمه کرد و نوشت و نتیجه تلاش او ۶۸ اثر اعم از ترجمه ادبی و آثار خود او به زبان فارسی است. از آثار مهم ترجمه‌شده توسط او می‌توان به دن کیشوت اثر سروانتس، نان و شراب اثر ایناتسیو سیلونه، آزادی یا مرگ، در زیر یوغ نام برد. او بیشتر از زبان فرانسه به فارسی ترجمه می‌کرد.

 محمد قاضی از مترجمان برجسته دوره معاصر ایران است. وی ۵۰ سال ترجمه کرد و نوشت و نتیجه تلاش او ۶۸ اثر اعم از ترجمه ادبی و آثار خود او به زبان فارسی است. از آثار مهم ترجمه‌شده توسط او می‌توان به دن کیشوت اثر سروانتس، نان و شراب اثر ایناتسیو سیلونه، آزادی یا مرگ، در زیر یوغ نام برد. او بیشتر از زبان فرانسه به فارسی ترجمه می‌کرد.

ادامه نوشته