گفتوگوی روزنامه فرهنگ آشتی با شیرکو بیکس ، شاعر کُرد(منبع سایت فرهنگ و هنر کردستان)
شما سالهای زیادی را در جنگ با عراق گذارندهاید؟ بیتردید جنگ تاثیر زیادی بر شعر شما داشته است. درباره تاثیرگذاری این اتفاق برآثارتان حرف بزنید.
روند تاثیرگذاری این اتفاق برای هر شاعری متفاوت است و بستگی به شخصیت شاعر و تاثیرپذیری و درگیر بودنش با جنگ دارد. من از دوران کودکی با سرودهایی که پدرم میخواند در ارتباط بودم. من 25 ساله بودم که در جنگ شرکت کردم و 6 سال از عمرم را در جنگ گذراندم. از نزدیک روستاهای بمباران شده و شهید و قربانی و... را دیدهام. از آنجا که هر شاعری خواسته یا ناخواسته از اتفاقات پیرامونش تاثیر میگیرد من هم تلاش کردهام با دوربین شعر خودم از جنگ عکس بگیرم. من شعرهای زیادی درباره جنگ سرودهام. البته شعرهای زیاد دیگری هم سرودهام که شخصی است. در تجربههای شاعرانگی من، همه رنگها وجود دارند. رنگ زن، رنگ مقاومت، رنگ طبیعت، تنهایی و... تمامی این رنگها با شیوههای مختلف اجرا شدهاند که همه این تجربیات از رمان گرفته تا شعر و... نتیجه 40 سال تجربه من است. این نکته را اضافه کنم که حرفهای من بدان معنا نیست که همه شعرهای من زیبا هستند. همانطور که در یک شهر، همهچیز زیبا نیست درباره شعر هم همینطور است، اما همه این اجزا با هم یک شعر را ساختهاند. من از بُعد فکری با هیچکدام از شعرهایم مشکل ندارم؛ اما گاهی شعری نوشتهام که پخته نبوده و باید بیشتر روی آن کار میکردم. شعرهای من بیشتر به دنبال زندگی من بودهاند.
بیشتر از دوربین زندگی به شعر نگاه کردهاید یا با دوربین شعر به زندگی؟
هر دوی اینها به هم وابستهاند. یعنی اگر به عنوان شاعر آن دوربین را نداشته باشی این ترکیب ایجاد نمیشود.
خیلیها معتقدند که شعر نوشتن درباره اتفاقی مثل جنگ، شاعر را به شعار نزدیک میکند و در واقع در این صورت هنر در خدمت هنر نخواهد بود؟
ببینید، شعرهای زیادی وجود دارد که برای ملت نوشته شدهاند اما شعر نیستند و تقدس ملت با این سردهها پائین میآید. کسی شعری برای یک موجود با ارزش مینویسد که نتیجه کارش شعر خوبی از آب در نمیآید و دیگری شعری برای موش مینویسد، اما شعر قابل تاملی نوشته میشود. ما در همه حالتها به دنبال شعریت شعر هستیم؛ حالا تو برای چه هدفی مینویسی متفاوت است.
زن در آثار شما جایگاه ویژهای دارد. این اهمیت از چه دیدگاهی نشأت میگیرد؟
من با یک عنوان کلی به زن نگاه میکنم و تنها جسم زن را نمیبینم بلکه زندگیاش را هم میخواهم ببینم. نمیخواهم تنها زنهای زیبا در شعرهایم حضور داشته باشند، بلکه یک پیرزن هم باید در شعرم باشد؛ همینطور زن محروم و استثمار شده و زنانی که در زندان خانه به بند کشیده شدهاند. دنیای زن دنیای وسیعی است.
من از مادرم گرفته تا زنی که دوستش دارم شعر نوشتهام. وقتی «بوینامه» و «سرودهای سنگی» و... را میخوانید متوجه این نکته میشوید که زن در آنها حضور جدی دارد. آزادی و زن از آن دست مسائلی هستند که بارها برایشان شعر گفتهام.
این دیدگاه شما نسبت به زن از کجا نشأت میگیرد؟
این مسئله به کودکیام برمیگردد که مادرم بسیار روی آن تاثیر گذاشت. قهرمان زندگی ما مادرم بود؛ چون پدرم خیلی زود از دنیا رفت. مادرم برای من همه چیز بود. شاید به همین دلیل است که شعر من از یک سه ضلعی تشکیل شده است: زن، طبیعت و آزادی.
ادبیات کردستان تا چه اندازه روی این مقوله متمرکز شده است؟
در ادبیات کردی آن بهایی که باید، به زن داده نمیشود، چون حضور ظاهری زن بیشتر بوده است. اما با نسل ما این مسئله تغییر کرده است و زن جایگاه بهتری در ادبیات پیدا کرده. شاید من در یک درخت، یک زن ببینم و در یک زن، یک رودخانه ببینم و در چشمانش همه تاریخم را. زن سمبل بزرگی است که اگر از شعر حذف شود آثار ما شبیه خشکسالی میشود.
به نظر شما آیا حزب (به معنای به خدمت گرفتن انسان) در کردستان توانسته است روی ادبیات تاثیر بگذارد؟
دادن چنین حکمی سخت است. البته ادیبی هم فعالیت میکند که کادر یا عضو یک حزب است و کسی نمیتوند جلویش را بگیرد و بگوید اینگونه نباش یا در مقابل افکارش بایستد و بگوید اینگونه فکر نکن. همه آزادند تا کار کنند؛ مثل همان کسی که ادیب است و عضو حزبی هم نیست. من فکر میکنم در حال حاضر این مسئله بسیار کم بر ادبیات کردی سایه انداخته است.
همیشه وقتی به یک شعر نگاه میکنیم باید هنرمندی شاعر یا نویسنده را مدنظر قرار دهیم که چگونه اثرش را برای یک شهید یا ملت خلق کرده است. به عنوان مثال احمد شاملو در دورهای، بسیاری از شعرهایش را برای سیاست و اندیشهاش سروده که کارهای خوبی هستند. کاری به چگونگی نوشتن او نداریم، اما آنچه در نهایت شکلگرفته، شعر است.
شما به خلق اثر هنری در شرایط آزادی اعتقاد خاصی دارید. این آزادی تا چه اندازه برفضای جامعه تاثیرگذار بوده است؟
بیشک تاثیر داشته است. در حال حاضر بسیاری از کتابهای منتشر شده ما در کردستان پخش میشود. ببینید؛ غیر از اجاره نسبی که دولت ایران برای پویایی به زبان کردی داده است، سایر کشورها این اجازه را ندارند. من معتقدم اگر در شرق کردستان شرایط مناسبی فراهم شود انفجار بزرگی در زمینه خلق آثار هنری صورت میگیرد.
وضعیت فرهنگی در شرق کردستان را چگونه ارزیابی میکنید؟
به نظر من وضعیت فرهنگی شرق کردستان در 10 سال اخیر با گذشته قابل مقایسه نیست. شکوفایی در بین جوانان خلاق به وضوح دیده میشود، اما هنوز هم قیود زیادی پیش روی آنهاست.
آیا برنامهای برای ارتباط فرهنگی با شرق کردستان دارید؟
ما راه را بر هیچکدام از شاعران و نویسندگان آنجا نبستهایم و حتی در این زمینه تشویقشان کردهایم. البته هر کدام از بخشهای کردستان ویژگیهای خاص خودش را دارند. مثلا شرایطی که در کردستان عراق وجود دارد با سوریه متفاوت است. چون در آنجا گسترش زبان کردی از اساس ممنوع بوده است. نویسندگان در آنجا به زبان عربی مینویسند اما از من و شما کردتر هستند. به عبارتی دیگر با زبان عربی اما روحی کردی مینویسند. برای نمونه «سلیم برکات» هنرمند کرد سوری، عربی را شیواتر از هر عربی مینویسد. یا مثلا در ترکیه از دوره بعد از آتاتورک، هرگونه نشانی از کرد بودن جرم است. به هر حال شرایط در آن کشورها متفاوت است؛ اما همانگونه که بارها گفتم، آنها نمیتوانند مسئله کرد را در جیب یک سرباز پنهان کنند. به همین دلیل شرایط کمی عوض شده است. در ترکیه هم نویسندگان و شاعرانی مانند یلماز گونی یا یاشار کمال و... فعالیت میکنند که هنرمندان بزرگی هستند. اما روشن است که تا در آنجا آزادی شکل نگیرد، اثر بزرگ هم نوشته نمیشود. این نکته را هم باید اضافه کنم که یکی از اصلیترین مشکلات ادبیات کردی، رسمالخط آن است. در حال حاضر، کردی به سه رسمالخط روسی، لاتینی و عربی - که در اساس آرامی است- نوشته میشود. این شیوههای جداگانه به لحاظ انقطاع و انفصالی که درست کرده، بزرگترین صدمه را به ادبیات کردی میزند.
البته رسانهها هم میتوانند در ارتباط فرهنگی نواحی مختلف کردستان تاثیرگذار باشند.
ممکن است در نزدیک شدن نواحی مختلف به یکدیگر، از لحاظ فرهنگی تاثیرگذار باشند اما نتوانستهاند همه مشکلات را حل کنند. تکنولوژیهای جدید شرایط مطلوبتری به وجود آورده است ولی برای استاندارد کردن زبان به شرایطی که اشاره کردم نیاز است.
شما در حوزه چاپ و نشر هم در سالهای گذشته بسیار فعال بودهاید. اگر ممکن است درباره این بخش از فعالیتهایتان حرف بزنید.
در حال حاضر 11 سال از شروع به کار انتشارات «سه ردم» میگذرد. در ابتدا ما به عنوان جمعی ادیب و روشفکر دور هم جمع شدیم که بیشتر آنها اهل سلیمانیه بودند و به این فکر افتادیم که انتشارات راه بیندازیم. این ایده را من بعد از بازگشت از اروپا مطرح کردم که مجوز گرفتیم و در مدت 11 سال به صورت مستمر نشریات خودمان از جمله مجلات ادبی، اندیشه، کودکان، علم و...را بدون وقفه منتشر کردیم. در مورد چاپ کتاب هم در دو حوزه ترجمه و تالیف فعالیت میکنیم. در مجموع ما در انتشارات «سه ردم» دو هدف اصلی را دنبال میکنیم که یکی مسئله فرهنگ و ادب کردی است. نکته دوم که حول مدار جهانبینی امروزی میچرخد، فرهنگ ادبی و روشنفکری جهانی به ویژه مسئله آزادی زن، مسئله کودکان و مسائلی از این دست است که برای ما اهمیت دارد و در توسعه آن میکوشیم. ما تاکنون غیر از نشریات، حدود 500 عنوان کتاب منتشر کردهایم و جدیدا آثار معتبر جهانی را انتخاب و برای ترجمه به افراد صاحب نام در این حوزه سفارش میدهیم. در حال حاضر حکومت کردستان هم در تامین بسیاری از نیازها به ما کمک میکند، اما با احداث فضاهایی مثل سینما، کافه تریا، رستوران، فروشگاه و... تلاش میکنیم به خودکفایی کامل برسیم. البته اگرچه ما به لحاظ مادی به حکومت وابستهایم اما به لحاظ فعالیت کاملا مستقل هستیم. یعنی تا به حال حزب یا قدرت حاکم هیچ دخالتی در کار ما نکرده است.
در یک نگاه کلی وضعیت انتشار کتاب در کردستان عراق چگونه است؟
تا الان مشکلاتی وجود داشته است، از جمله موانعی که در انتشار کتاب وجود دارد.
شرکتهایی فعالیت در این حوزه را آغاز کردهاند که متاسفانه موفق نبودند. بعد از انقلاب 1992 در کردستان عراق، غیر از یک دوره جنگ داخلی به که همه چیز آسیب رساند، میتوان گفت پیشرفت در حوزه چاپ و نشر، به اندازه کل 100 سال گذشته بوده است. فعالیت بسیار زیادی در این سالها در حوزه چاپ و نشر انجام شده است. البته این سنجش، نسبی است و در مقایسه با وضعیت خودمان پیشرفت عالی بوده است. در همه ابعاد این پیشرفت دیده میشود. از چاپ و پخش کتاب گرفته تا مجله و روزنامه و کانونهای فرهنگی و گروههای موسیقی و نمایشگاهها و احیای دوباره گروههای تئاتر و ... در کردستان، بهترین مصداق برای پیشرفتهاست. دلیل پیشرفت یکباره هم در این نکته نهفته است که این هنرها در حال وهوای آزادی رشد میکنند نه چیز دیگر. در زمین بیمار هیچ محصولی به بار نمینشیند. من فکر میکنم پیشرفتها دیده میشود اما کامل نیست.
بیشترین نقصها در کدام بخش دیده میشود؟
در همه بخشها جای پیشرفت وجود دارد اما دربخش ترجمه آثار فاخر کردی به زبانهای دیگر دنیا، تقریبا میتوانم بگویم کاری انجام نشده است.
این مسئله مستلزم این است که وزارت روشنفکری حکومت کردستان، بودجهای اختصاصی برای این امر ضروری تعیین کند و با فراهم کردن زمینههای مناسب، ترجمه از زبان کردی به زبانهای دیگر مثل انگلیسی، فرانسوی، اسپانیایی و... آغاز شود. این خلاء عظیمی است که در این حوزه دیده میشود. مسئله دوم هم لزوم ایجاد یک موسسه توانمند پخش کتاب در کردستان است؛ موسسهای که بتواند در داخل و در سطح بینالمللی هم فعالیت پخش کتاب داشته باشد. در مجموع وضعیت فعلی با گذشته غیرقابل مقایسه است. اما تا سیراب شدن فاصله داریم؛ چرا که متاسفانه نسل جدید هم کمی با کتاب فاصله گرفته است و اگر نگاهی کلی داشته باشیم، میبینیم که سرانه مطالعه در کردستان چندان بالا نیست. متاسفانه جوانان، کمی مورد بیمهری قرار گرفتهاند. این مسئله هم ناشی از نگاه حزبی به بسیاری از مسائل است. هرچند رسانههای مستقل هم وجود دارند و تمام این انتقادها هم مرتب مطرح میشود.
به یاد آر
به یاد آر
پرنده اگر پرواز میکند
فقط به خاطر آسمان آبی نیست
چشمه اگر میجوشد
فقط برای رسیدن به رودخانه نیست
درخت اگر سایه دارد
فقط به دلیل شاخ و برگش نیست
اسب اگر میتازد
فقط از ترس تازیانه راکب نیست
باد اگر میوزد
فقط برای رقص جنگل نیست
و تو اگر شعرهای مرا میخوانی
فقط به بهانه نام شیرکو بی کس نیست
شعری از شیرکو بیکس، ترجمه سید علی صالحی – محمد رئوفمرادی
ترجمه شعر کُرد در ایران
با نیم نگاهی به شعر شیرکو بیکس
خودکشی دستهجمعی*
فریاد شیری
) شیرکو بیکس از جمله شاعران کُردی است که معرفی و ترجمه و انتشار آثارش در ایران، نسبت به دیگر شاعران کُرد، بازتاب بهتری داشته و بیشتر مورد توجه قرار گرفته است؛ اما با توجه به اینکه مترجمان مختلفی آثارش را ترجمه کردهاند، متاسفانه همواره نسبت به تمام ترجمه شعرهایش ابراز نارضایتی داشته و این در حالی است که هیچ آشنایی با زبان فارسی ندارد!
اینکه آیا تمام مترجمان شعر شیرکو در ترجمه آثارش دقت لازم را به کار نبردهاند یا شعر شیرکو چیزی افزون بر این ندارد، نکته قابل تاملی است که نیازمند بررسی سطرسطر ترجمهها با متن اصلی شعرهای شیرکوست که در این مجال نمیگنجد اما قطعا این برخورد غیرحرفهای، تنها نوعی بدبینی و بیاعتمادی نسبت به شعر کُرد در مخاطبان به وجود میآورد و مترجمان را دلسرد میکند. شیرکو بیکس و دیگر شاعران کُرد نباید فراموش کنند که بدون تلاش مترجمان هرگز به مخاطبان شعر در ایران معرفی نمیشدند و از همه مهمتر اینکه هیچ ترجمه شعری کامل و دقیق نیست!
با توجه به برخوردهای نامناسبی که برخی از شاعران کُرد و نیز جماعت پای گودنشین ادبیات کُردی با مترجمان ادبیات کُردی انجام دادهاند، میتوان کار طاقتفرسای ترجمه شعر کُرد در ایران را نوعی خودکشی دستهجمعی فرض کرد.2) شیرکو بیکس بخشی از شهرتش را مدیون موقعیت فاجعهآمیز و دردناک کُردستان عراق است و نیز ستمی که بر ملت کُرد میگذشت. از آنجا که رنجها و دردهای ملت کُرد در آثار او نمایان بود، خیلی زود مورد توجه رسانهها و محافل روشنفکری و ادبی- هنری ایران و حتی دیگر نقاط جهان قرار گرفت و در واقع کمی زودتر از شعرش معرفی شد و خودش از شعرش پیشی گرفت. انتظار میرفت ترجمه شعرهایش در ایران با استقبال خوبی مواجه شود، اما چنین نشد و برخی از کتابهای ترجمه شده او حتی دیده هم نشد! با توجه به همه این حرفها، نمیتوان انکار کرد که شعر شیرکو دارای ویژگیهای بومی و اقلیمی خاصی است و برای مخاطبان کُرد همواره زیبا و دلنشین بوده است. در واقع میتوان گفت که شیرکو بیکس راوی بزرگ در ملت کُرد بوده و شاید روحی کُردی در عمق شعرهایش نهفته است که هرگز قابل ترجمه نیست!3) پس از تحولات شعری دهه شصت میلادی در جهان، جریان«مانیفست1969 بغداد» شاعران عرب و... در سال 1975 شیرکو بیکس و دیگر شاعران کُرد با انتشار بیانیه «روانگه» همگام با شاعران گروه کفری کرکوک ضرورت تحول در شعر کُردی را مطرح کردند و این سرآغازی شد در جهت پایهریزی ادبیات مدرن کرد: «در سال 1975 ما شاعران و نویسندگان کُرد از جمله حسین عارف، جلالمیرزا کریم، کاک امینبوتانی و خود من در رویای نو کردن و تغییر و تحولی بنیادی در ادبیات کُرد بودیم. تلاش ما در عین گستردگی بسیار پراکنده و بیهدف بود.... جهان تماما روبه نو شدن بود و نویسندگان و شاعران نیز در جستجوی فرم تازهای برای این جهان تازه بودند. ما نیز با همین اندیشه و آرزو قدم در راه گذاشتیم. «روانگه» در زبان کُردی به معنی نقطهای است که از فراز آن میشود همه جا را دید. قله است، دیدبانی است. چاپ مجله «روانگه» تلاشی بود برای تغییر و تحول در زبان، برای خراب کردن دیوارهایی که سد راه ما شده بودند...».
و اینگونه ادبیات کُردی پروسه نوگرایی خود را آغاز کرد و شعر کُرد رفتهرفته به جایگاهی جهانی دست یافت.
اگرچه شیرکو فعالیت شعریاش را با شعرهای کوتاه آغاز کرد، اما رفتهرفته شعر او به روایتهای بلندی انجامید که خود آنرا «رمان شعر» مینامد. شیرکو با انتشار تریلوژی «دره پروانه»، «روزشمار یک شاعر» و «بوی نامه» سعی در درهم تنیدن روایت شعری و داستانی دارد:
«... بحث روایت در شعر کمتر است و نیز خود شعر، شعر ناب. من تلاش کردهام که این مقوله را در هم بیامیزم و در نهایت با شعر تمام کنم. شعر با نیرو گرفتن از داستان یا رمان قدرت و تاثیری مضاعف خواهد گرفت. این درهمآمیختگی، زبان شعرم را به مردم نزدیکتر خواهد کرد...».
روایت در شعرهای بلند شیرکو (رمان شعر) همان روایت منظومههای ادبیات کلاسیک کُردی است که با اجرایی مدرن ارائه شدهاند و.... اگرچه شیرکو سعی در چند صدایی کردن شعر خود دارد اما تمام صداها در این روایت شاعرانه صدای خود شاعر است که در طول روایت منعکس میشود.
شیرکو بیکس فطرتا شاعر است و لحظهلحظه عمرش را با شعر درآمیخته است و به قول خودش شعر برای او مثل نان گرم است، مثل عشق، مثل تعلق خاطر و....
* نام مجموعه شعر منتشر نشده ای از فریاد شیری
* مصاحبه فریاد شیری با شیرکو بیکس، فصلنامه فرهنگ کردستان، بهار 1380
منبع: روزنامه فرهنگ آشتی
این گفتوگو در دفتر انتشاراتی «سه ردم» در سلیمانیه عراق انجام شده است...
توسط: سلیمان محمدی