همانطور که ویلیام شکسپیر شاعر و نمایشنامه نویس انگلیسی (William Shakespeare, 1564 – 1615 AD)

بعنوان نویسنده ای ملی و زبردست در فرهنگ و زبان و ادب انگلیسی شهرهء عام و خاص است، ویلیام شکسپیر واقعه تراژدیک دو عاشق و معشوق (Romeo and Juliet) داستانی قدیمی که حقیقتی رنج انگیز و دردآور بود را استادانه بصورت اتفاقی پرماجرا، شگرف و پرهیجان ملی به رشتهء تحریر کشاند و با آن اتحاد و شور ملی را برانگیخت. احمد خانی نیز با آثار گرانقدر خود بویژه مثنوی مم و زین خانهء فرهنگ و زبان و ادب کردی را آباد و جاودانه کرد.

 

همانطور که نویسندهٔ اسپانیایی میگل سروانتس  (Miguel de Cervantes, 1547 – 1616 AD)  با نوشتن رمان (داستان بلند) خیالی دُن کیشوت ((Don Quixote  در سال  1605 میلادی، موثرترین و پایدارترین کار ادبی را در آفرینش ادبیات مدرن اسپانیایی عرضه داشت، در واقع با این داستان ماجراجویانه و مخاطره آمیز، به شیوه ای حماسی رزمی در راستای افسانه پردازی اسطوره ای، دلیری و ملی گرایی اسپانیا را بعنوان مهمترین اثر اندیشهء سیاسی در دل تاریخ برای همیشه به رشتهء تحریر کشانده است. مم و زین نیز، بعنوان اثری منظوم و پر افتخار، یکی از بزرگترین حماسه های عالم و مهمترین اثر اندیشهء سیاسی ملت کرد در دل تاریخ و شاهکار زبانی فرهنگی ادبی کردی، و بزرگترین سند هویت و حماسهء ملی ملت کرد در جهان است که میهن پرستی کردی و کردپروری را به ابدیت و ازلیت گره زده است و پایندگی میهن کردستان را در میان ملل جهان تضمین و تصدیق نموده است.

 

ابوالقاسم فردوسی طوسی (AD  (Abu'l-Qasim Firdousî Tûsî, 940–1020  حماسه سرا و یكی از شاعران مشهور عالم و ستاره درخشنده آسمان ادب فارسی و از مفاخر نامدار پارسی است كه به علت همین عظمت مقام و مرتبت، سرگذشتش با افسانه و روایات مختلف در آمیخته است. فردوسی به ذكر افتخارات ملی علاقه داشت و وقتی تاریخ میهن خود و افتخارات گذشته آن را در خطر نیستی و فراموشی یافت زندگی خود را به احیاء تاریخ گذشته مصروف داشت تا شاهنامه را با همهء رونق و شكوه و جلالش، جاودانه برای میهنی كه می خواست جاودان باشد، باقی گذارد.

 

ابوالقاسم فردوسی، نظم شاهنامه ای را كه قبلأ به امر ابومنصور سپهسالار خراسان توسط دقیقی شاعر توسی بنام شاهنامهء ابومنصوری فراهم آورده بود را دنبال کرد. ابوالقاسم فردوسی به کمک دیگران به شاهنامه و نظم داستانهای قهرمانی دست یازید، بدین قصد كه كتاب مدون و مرتبی از داستانها و تاریخ كهن را ترتیب دهد. ابوالقاسم فردوسی با یاری جستن از نسخه های قدیمی شاهنامهء ابومنصوری و شاهنامهء بایسنقری، و با منظم کردن داستانهای قدیمی مثل داستان " بیژن و گرازان" ، " رستم و سهراب" ، " بهرام گور" و داستانهای دیگر اثر خود را به پایان رساند (در سال 1000 میلادی) و آن را بنام خود یعنی شاهنامه فردوسی به ثبت رسانید، که افتخار بزرگی است.  

 

احمد خانی، شرح احوال، پیروزیها، شکستها، ناکامیها و دلاوریهای جامعه کرد، و کشمکشهای ملی کردی را در داستان حماسی و ماجراجویانهء مم و زین بسیار استادانه، ماهرانه، شاعرانه، عارفانه و فیلسوفانه در مسیر حوادث تاریخی فرهنگی ملت کرد به رشتهء تحریر کشانده است. همانطور که در دنیا مرسوم بوده تمام آثار حماسی بزرگ (مثل شاهنامه فردوسی برای پارسیان، شاهنامه مم و زین برای کردها) در آغاز و شاید برای مدتی مدید بصورت داستانهای حماسی در میان مردم دهان به دهان و از نسلی به نسلی سینه به سینه منتقل می گشت تا اینکه شاعری توانا و زبردست با ذوق و سلیقه ای سرشار از امید پدیدار می شود و اثری بزرگ از آنها می آفریند. احمد خانی با به نظم کشاندن حماسه های ملی کردها و تدوین مم و زین در میان جامعه کردی شهرت بسزایی دارد، و در میان جامعه نویسندگان زبردست دنیا نیز عزیز و دارای قدر و منزلت است. و البته که جا دارد بر پایه مم و زین کتابها نوشته شوند، تحقیقات و پژوهشها شوند، و فیلمها ساخته شوند که این خود ستون و پایه های ملی گرایی ملت کرد را عمیق تر، مستحکمتر و پربارتر می کند، و اندیشه کردپروری و تداوم فرهنگ غنی کردی در سرزمین مادری، کردستان، را محبوبتر و پر رهرو می کند.

 

احمد خانی حماسه سرایی که عارفانه و عاشقانه، مثنوی مم و زین (شاهنامه ملی کرد) را تنظیم نموده است در میان ملت کرد بسیار عزیز و گرانقدر است. در واقع مم و زین بعنوان یکی از مهمترین آثار داستانی حماسی است که از روی واقعیتهای جامعه کردی زبردستانه به رشتهء تحریر در آمده است. مَم  Mem قهرمان اسطوره ای این داستان در واقع روایت و حکایت عشق و شیدایی Memê Alan می باشد که در حدود قرن چهارم قبل از میلاد اتفاق افتاده و دهان به دهان به نسلهای بعدی منتقل شده است. سیستم ملوک الطوایفی ایل آلان  Alanدر جنوب دریاچه ارومیه (نواحی سردشت و پیرانشهر امروزی) که چند قرن دوام داشت، و بعدها در این منطقه  حکومت نیمه مستقل اردلان   (Ardalan / Ard-Alan )به مرکزیت سنه یا سنندج شکل گرفت (میلادی 1867 – 1169). یکی از دلایل و در واقع مهمترین دلیلی که حماسهء مم و زین برای همیشه در گنجینهء ملی فرهنگی ملت کرد به جاودانه خواهد ماند همانا بیان ماهرانه و افتخارآمیز ملی گرایی کردی (ملت سازی کردی) و هویت والای کردیت است که آن را به زبان کرمانجی در غالب عشقی حماسی به شیوه ای بسیار زیبا، خردمندانه و روشنگرانه به رشتهء تحریر در آورده و به نظم کشیده است.

 

مم و زین، بسان کاریزی روان در دل تاریخ جاری، و کردیت و هویت کردی را تا ابد آبیاری می کند. مم و زین، میهن کردستان را از مرزهای جغرافیایی آن گرفته تا آموزه های فرهنگی ادبی هنری، بینشهای علمی فلسفی، جامعه شناختی و ساماندهی امور اجتماعی به تحریر کشانده و با قلمی پرتوان، و با شیوایی و بلاغت و فصاحتی بی همتا، ملت کرد را استادانه تزیین و سرزمین ابا اجدادیش کردستان را ماهرانه آذین بندی نموده است. احمد خانی کانون پایدار ادبیات کردی را قویتر، پربارتر و بروزتر می کند و از طرفی دیگر زبان کرمانجی را انسجام و استحکام می بخشد (گرچه عربی زبان علمی آن روزگاران بوده است)، در واقع کتاب مم و زین دکترین فرهنگی و ادبیاتی جامعهء کردی را بیان و مدرن می دارد و ملت کرد را در میان دیگر ملتهای جهان سربلند و دارای جایگاهی مناسب و شایسته می کند.

 

احمد خانی نقش زبان و ادبیات کردی را آنچنان مهم می دانست که شخصیت ملی و همبستگی سیاسی کردستان را در بقای آن می دید، و می دانست که مردم کرد بایستی دریابند که حیات سیاسی و اجتماعی و اقتصادی آنها بعنوان ملت کرد رهین زبان و ادبیات آنان است. شخصیت ملی بدنبال خود میهن دوستی را به ارمغان می آورد و میهن دوستی نیز اساس ماندگاری یک ملت است. الحق که احمد خانی ادیب بزرگ ملت کرد برای همیشه عزیز است.

 

جا دارد که مسئولان و دست اندرکاران در کردستان اولأ بارگاه مرقد این شیر مرد خفته در قلب زمین را مطابق با لیاقت ایشان و شایستگی ملی بازسازی و مرمت کنند. ثانیأ در کنار مرقد پاک وی هر ساله برای سالگرد و بزرگداشت ایشان، مراسم جشن و سرور و شادی همراه با رقص و پایکوبی کردی بیافرینند، تا مردم کرد از هر کجای کردستان و دنیا در آن شرکت کنند، و این مراسم را با موزیک کردی و نغمه هایی از شاهنامه ملی کرد (مثنوی مم و زین) بیارایند، و این روز را بعنوان روز ملی کرد جهانی کنند (شاهنامهء ملی کرد را از طریق کمیته ملی حافظه جهانی یونسکو در سازمان ملل بعنوان نشانی از سوی ملت کرد به ثبت برسانند)، و بدینوسیله شور ملی گرایی و شوق هویت طلبی جوانان کرد را مضاعف و رستگاری میهن خویش را توان بخشند.

 

نام احمد خانی در درازای تاریخ برای همیشه زنده است: روحش شاد، پاینده کردستان.

 

 

....................................................................................................................

 

 

 

 

 

چشمه ای از شاهنامه ملی کرد (قسمت یا قصیده شمارهء  13)

 

Mîr destûra xortan (ciwanan) dide ji bo çûyina cejna Newerozê

میر (امیر /  ایل بگ / پادشاه منطقه) فرمان شرکت کردن جوانان در جشن عید نوروز را می دهد

 

 

Wê roja ku şewq dida ezmanan

Dema li borca hemel şewq vedan

 

در آن نوروزی که نور و روشنایی به آسمانها ساطع می شد

زمانی که فروردین ماه روشنایی خود را به ارمغان آورد

 

Dîsa ku sersal geş û hem şîn bû

Mîr destûrek da wan lawan ji nû

 

بازهم سرآغاز سال جدید خجسته و سرسبز شد

میر (والی منطقه) دستور جدیدی به جوانان داد

 

Çawa ku ciwanan destûr hilgirtin

Wek evîndaran rabûn hevdu girtin

 

همینکه جوانان آن دستور را گرفتند

همانند عاشقان قیام کردند و بهم پیوستند

 

Bi hev ra çûne cejn û sersalan

Da temaşe kin li bejin û balan

 

با همدیگر به جشن سرآغاز سال جدید رفتند

تا به قد و بالای دختران زیباروی تماشا کنند

 

Lê ji wan tenê Memo û Tajidîn

Cilên xwe bi yên keçan guhertîn

 

اما از میان همهء آنها فقط مَم و تاج الدین

لباسهای خود را با لباس دخترانه تعویض کرده بودند

 

Xwe di nav hevrîşim da rapêçan

Li serî desmal û kofî pêçan

 

خود را با لباس دخترانه ابریشمی آراستند

 به سر دستمال و روسری چارقد کردی بستند

 

Kagul kiribûne tureyê her sû

Perçem kiribûne bisk û gîsû

 

موهای کاکل پیشانی خود را به هر سو مجعد کرده بودند

موهای شقیقه را بصورت زلف و گیسوی دختران درآوردند

 

Wisa xwe xistin rengê keçikan

Da ku bêtirs bigerin li nav wan

 

بدینوسیله خود را به رنگ دختران درآوردند

تا که بدون هیچ ترسی در میان دختران بگردند

 

Ku li xwe kirin cilên keçikîn

Hêdî hêdî û sergiran meşîn

 

پس از پوشیدن لباسهای زیبا و دلبرانهء دختری

آرام آرام و سرسنگین سیر و سلوک کردند

 

 

 

قسمت یا قصیده شماره  29

 

Gazinkirina Zînê li Sitîyê  (gepkirina Hûrîyê li Perîyê)

گله و گازی کردن زین (زینت / آرایش شده / زیبا) برای ستی (ستاره /  بانو / خانم  / خاتون)

(بعبارت دیگر مصاحبت حوری برای پری)              

 

 

 

Berê xwe dida Sitî yêkcaran

Gazîn dikirin bi vî rengê han:

 

گاهگاهی به ستی بعنوان مخاطب نگاه می کرد

و بدین رنگ و شیوه گلایه ها می کرد:

 

Digot: Ey can û giyana Zînê

Ronîya çavên vê yara dînê

 

می گفت: ای جان و روح زین (زینت خانم)

ای نور چشمهای بینای این یار دیوانه

 

Hemşadî û hemcefa û hemdem

Hemgoşt û hestî û çerm û hemdem

 

شادی همدیگر و جفای هم و همدم هم بودیم

هم گوشت و استخوان و پوست و همدم هم بودیم

 

Hemşîre û hemcenah û hemser

Hembîze, hemaşîyan û hemper

 

همشیر (خواهر هم) و هم تبار و با هم نشست و برخاست داشتیم

 در بغل یک مادر، در یک آشیان و در یک رخت بودیم

 

Xwişka ku xoyên min û wê yek in

Lê bextê min û wê ne bextek in

 

خواهری که طبیعت من و او یکی است

اما بخت من و او یکی نیستند (بخت من ناموفق)

 

Sed sipas ku bextê te hat ba te

Çawa te dixwest xwedê ew da te

 

صد سپاس که تو به بخت خود رسیدی

همانکه تو می خواستی خدا به تو داد

 

Sed şukir bextê te bû yar

Stêrka te ji bo te bû alîkar

 

صد شکر که بخت با تو یاری شد

طالع (ستاره شانس) تو برای تو مساعد شد

 

Bextê min eger çi zêde reş hat

Ew qismet e bo me zêde xweş hat

 

 اگرچه بخت من خیلی سیاه شد

 این قسمت است برای ما خیلی خوش آمد

 

Teqsîma xeman ji bo min ra bû

Teqsîra ezel yeqîn wisa bû

 

سهم غمها برای من شد

روزگار (فلک) این را برای من گزید

 

Şahî ji te ra û xem ji bo min

Tajidîn ji te ra û Mem ji bo min

 

شادی برای تو و غم برای من شد

تاج الدین برای تو و مَم برای من شد

 

Xem çinku li sûretê Memê ne

Loma xem ji min ra li ser xemê ne

 

چونکه غم و درد در چهره و شانس مَم است

 بهمین خاطر برای من غم بروی غم می آید

 

 

Mem û Zîn (mythological Kurdish hero, love story 4th century BC)

 

 

...............................................................

 

 

 

 

خلاصه داستان

 

امیر و پادشاه خوشنام و قدرتمند جزیر بوتان دو خواهر بسیار زیبا دارد که افراد بسیاری در آرزوی وصال آن دو هستند. در یکی از جشنهای نوروز دو پسر کرد با لباس مبدل دخترانه در پی یافتن پاسخی برای مشاهدات خود بر می آیند و پرده از راز دو خواهر بر می دارند. تاجدین و مم بدون آنکه بدانند آن دو دختر کیستند دلباخته شان می شوند. از دیگر سو آن دو خواهر مات و مبهوت اند که چرا شیفته دو دختر شده اند. پس از آن دیدار ناگهانی، دو خواهر و آن دو پسر که از قضا سرداران سپاه امیر اند، به بستر بیماری می افتند و در عشقی رازآلود می سوزند.

 

رمالان و بزرگان کرد دست به کار می شوند و در نهایت مالکان انگشتری های رد و بدل شده را می یابند. ستی، تاجدین را می خواهد و زین، مم را. روزگار به تاجدین و ستی روی خوش نشان می دهد. آن دو با ارج و قرب بسیار و در مراسمی باشکوه، کام عاشقی را شیرین می کنند.

 

و این چنین زین، عزیز دردانه امیر تنها می ماند و در انتظار وصال مم. داستان عشق آن دو در پی رشک و حسادت غلام امیر و حیله گری های مدام او به گونه ای دیگر رقم می خورد. کسی را یارای فاش ساختن عشق مم و زین برای امیر نیست و این بازی شطرنج است که باید حکم براند. مم بازی را عاشقانه، می بازد و رازش را فاش می سازد. امیر آشفته فرمان بر مرگش می دهد اما تاجدین و سرداران دیگر، نظر امیر را بر می گردانند. مم به شکنجه گاه امیر برده می شود.

 

زین و مم را وصال که نه، دو دیدار حاصل می شود. دیدار اول در باغ زیبای امیر است و دیدار دوم اما در پس راهروهای تو در توی سیاه چال امیر. پایان داستان رقم می خورد و چون تمام عاشقانه ها …

 

مم و زین داستان دلداری و عشق است و به گفته خود خانی، داستان آزادی ملت کرد است. داستان حماسی خانی هر چند درونمایه ای گاه عرفانی دارد اما فرهنگ و اندیشه مردم کرد را تا انتها در خود دارد، گاه فاش و هویدا و گاه مرموز و در لفافه؛ از پس پرده خلوتگاه دختران زیبا روی کرد گرفته تا صحنه های رزم آوری و دلاوری مردان کرد. احمدخانی، آن شاعر بلند پایه و بزرگ با مم و زین در دل مردم کرد، همیشه جاوید است.

 

مم و زین، رمان عاشقانه احمد خانی، داستانی همچون “شیرین و فرهاد” و یا “لیلی و مجنون” است که در قرن هفدهم نوشته شده است. مم و زین بر اساس داستانی واقعی که حدود سده چهارم قبل از میلاد در کردستان اتفاق افتاده، خلق شده است. دنگ بیژان آن داستان را در قالب ابیات آهنگین خواندند و سینه به سینه به دوران خانی رساندند. اما احمدخانی با چیرگی تمام سرنوشت آن دو دلداده را در رمانی ارزشمند ماندگار کرد. مم و زین خانی شاهکاری در ادبیات کردی است.

 

منظومه مم و زین به بسیاری از زبانهای زنده دنیا ترجمه شده است و ملتهای بسیاری این اثر ارزشمند را ستوده اند. شرق شناسان و ادیبان نامداری آن را به آلمانی و روسی و فرانسوی ترجمه کرده اند و بر آن نقدهای فراوانی نوشته اند. مارگارت رودینکو که آنرا درسال ۱۹۶۲ به روسی ترجمه کرده است، معتقد است مم و زین بزرگترین شاهکار ادبی دنیاست. او “مم و زین احمد خانی” را هم سنگ “شاهنامه فردوسی” و “ایلیاد و اودیسه هومر” می داند. مم و زین به کردی کرمانجی است اما استاد هژار مهابادی آنرا به کردی سورانی ترجمه کرده است